تبليغاتX
السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی


السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی

به امید آن روز که آید و گوید انا المهدی

مبانى كلامى مهدويت / آيت الله جعفر سبحانى


الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام على خير خلقه و آله الطاهرين و لعنة الله على اعدائهم اجمعين الى يوم الدين و ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لوكره المشركون .



از تاسيس چنين گروه و مؤسسه‏اى براى شناخت امام زمان (عج) بسيار خوشحال و مسرورم . خداوند به آن كسى كه اين انديشه را مطرح و اين جمع را دعوت و مقدمات كار را فراهم كرده، در دو جهان توفيق دهد . شما مى‏دانيد كه امروز هجوم بر مساله‏ى امام زمان (عج) بيش از هر زمانى است; چون انقلاب به نام ولايت فقيه انجام شده و ولايت فقيه هم شعبه‏اى از ولايت امام زمان (عج) است . پس دشمنان به فكر افتادند به جاى اين كه با ولايت فقيه مبارزه كنند و اين شاخه را بزنند، ريشه را بزنند . به هر حال، اگرچه اين هجوم‏ها ضرر دارد، ولى داراى فوايدى نيز خواهد بود; زيرا سبب مى‏شود ما در اصول عقايد خودمان بيشتر كار كنيم . يعنى همين طور كه در فقه بيشتر كار كرده‏ايم و تا حدى فقه را شسته و رفته مطرح مى‏كنيم، مى‏توانيم عقايد را هم به صورت شسته و رفته مطرح كنيم . در ميان پرانتز بد نيست اين تاريخچه‏ها را از ما بشنويد . ما مى‏ميريم و اين‏ها شنيده نمى‏شود . شيخ مهدى حكمى يكى از علماى پايين شهر قم بود . او پسرى داشت كه طلبه بود كه هم بحث آقاى بدلا بود . بالاخره از بيوت علم هم كسانى مصداق اين آيه مى‏شوند كه:

يخرج الميت من الحى .



او در سال 1322 شمسى كتابى به نام اسرار هزار ساله نوشت . اين كتاب در آن زمان خيلى صدا كرد و علماى تهران و شهرستان خواهان جواب دادن به آن شدند . چند نفر جواب نوشتند . در ميان آن‏ها، جواب امام مرغوب بود و آن را انتخاب كردند . بعد آن طرف، به امام پيغام داده بود . خود حضرت امام خمينى‏قدس سره به من فرمود، كه وى به من پيغام داد كه من به اين شبهات معتقد نبودم، ولى جوان‏ها اين‏ها را مطرح مى‏كردند . من هم ديدم كه شما [روحانيت] عكس العملى نشان نمى‏دهيد، اين‏ها را نوشتم و چاپ كردم تا شما حركتى كنيد و جواب اين‏ها را تهيه كنيد . [حالا اين عذر بوده يا نبوده، معلوم نيست]، همين سبب شد كه كشف الاسرار مقدارى از شبهات را حل كرد . يعنى اگر آن كتاب نبود، كشف اسرار نبود . بالاخره آفرينش شيطان، مايه‏ى تكامل ماست . دشمن، مايه‏ى تكامل است . اگر در شهر يك داروخانه باشد، پيشرفتى در آن نيست . اما اگر دو داروخانه باشد، رقابت هست . بالاخره اين كتاب‏ها سبب مى‏شود كه ما در مسايل عقيدتى بيشتر كار كنيم و فكر و مطالعه داشته باشيم . استادى داشتم به نام مرحوم آيت‏الله حاج محمد حسين خيابانى . ايشان به نقل از استادش، مرحوم شريعت اصفهانى (كه استاد مرحوم آقاى بروجردى هم بود) گفت:



«ما بايد بكوشيم همان گونه كه اخبار فقه منقح شده است، اخبار عقايد را هم منقح كنيم، زيرا در ميان اين‏ها اسرائيليات، مسيحيات، مجوسيات و روايات غلات هست‏».



اين مساله يكى از آرزوهاى آن مرد بزرگ بود . بنابراين از اين‏كه آقايان در ميان عقايد، اين بخش مهم را به عهده گرفته‏اند، تشكر مى‏كنم . اين جلسه هم يك نوع تقديرى است از آقايان . برگرديم به مبانى كلامى مهدويت . ما همه را نمى‏گوييم . مقدارى را مى‏گوييم، بقيه هم براى فرصتى ديگر بماند .



مبانى كلامى مهدويت گاهى مبانى نقلى و گاهى مبانى عقلى است . مبانى نقلى به دو قسم از روايات برمى‏گردد; يك قسم احاديثى است كه روى اثنى عشر تكيه مى‏كند . اهل سنت اين روايات را خيلى خوب نقل كرده‏اند . نمى‏گوييم بهتر از ما ولى خيلى خوب نقل كرده‏اند . مسلم نيشابورى در جلد پنجم صحيح خودش; باب الامارة اين روايات را به خوبى آورده است . البته بخارى هم آورده است . من اين روايات را در كتاب اضواء على عقايد الشيعة الامامية آورده‏ام .



پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از وجود دوازده خليفه خبر مى‏دهد و تعبيراتش اين است: لا يزال الاسلام عزيزا (1) در جاى ديگر دارد: لا يزال هذا الدين عزيزا منيعا . (2) در جاى ديگر دارد: لا يزال الدين قائما (3) . در جاى ديگر مى‏گويد: لا يزال امر امتى صالحا: (4) يا: لا يزال امر هذه الامة ظاهرا حتى يمضى فيهم اثنى عشر اميرا من قريش (5) حتى در جايى ديگر مى‏گويد: يليهم اثنى عشر خليفة كلهم من قريش و ان عددهم كعدد نقباء بنى اسرائيل . (6) دوازده خليفه، صفات و علايمى دارند . علايمشان اين است كه: لايزال الاسلام عزيزا، منيعا، قائما، صالحا . اين دوازده خليفه چه كسانى‏اند؟ ظاهر اين است كه دوازده خليفه بعد از پيغمبر بايد پشت‏سرهم بيايد . در «تاريخ الخلفا» اين ها نقل شده است .


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:52 توسط منتظر| |

مهدويّت و موانع فراروي بررسي تعامل مهدويّت و دنياطلبي

حجت‌الاسلام والمسلمين محمدصابر جعفري                                   

  

چكيده

با بررسي آيات قرآن و روايات، در مي‌يابيم هميشه فراروي پيامبران و مصلحان، موانعي جدي بوده است. قرآن و روايات، در جايگاه آينه‌اي براي خردورزان و اهل بصيرت، نمايانگر رفتارها و واكنش‌هاي اصناف مختلف مخالفان، در رويارويي و در مقابل، عملكرد انبيا و مصلحان به ويژه حضرت مهدي عليه السلام  است. در گذشته[1] از ميان موانع متعدد، كفار، منافقان، مفسدان و متكبران بررسي شد. در اين نوشتار، به بررسي دنياطلبي و دنيازدگان مي‌پردازيم.

دنياطلبي به معناي اسارت در دام دنيا، نه صرفاً تعلق به آن است، و اين، از موانعي است که به طور جدي فراروي حضرت مهدي عليه السلام  و منتظرانش قد علم مي‌كند. آن حضرت، با تغيير نگاه جامعه به مظاهر دنيايي، به صورت علمي و عملي، اين موانع را از فرارو حذف مي‌كند. همچنين منتظران نيز بايد به حل تعامل خود با آن بپردازند.

كليد واژه‌ها: دنيا، دنيا طلبي، مهدويّت.

پيش‌درآمد

با بررسي آيات قرآن، درمي‌يابيم هميشه فراروي تمام پيامبران و مصلحان، موانعي جدي بوده است. قرآن، چون آينه‌اي براي خردورزان و اهل بصيرت، به خوبي نمايانگر رفتارها و واكنش‌هاي اصناف مختلف مخالفان در رويارويي با پيامبران و مصلحان است. صدها آيه، بيانگر معرفي مخالفان، تبيين ريشه‌ها، مخالفت‌ها، انكارها و عداوت‌ها، روش‌ها و شيوه‌هاي مخالفان، عملكرد مصلحان، هدايت‌هاي الهي و بالأخره عاقبت و نهايت، پيروزي مصلحان و مؤمنان مي‌باشد.روايات فراوان نيز به مثابه مفسر و مبين، پرده از رازها و اسرار اين امور برمي‌دارد.

شناخت موانع فراروي مهدويت[2] ما را در جهت پيشگيري يا آمادگي و مبارزه با آن موانع آماده مي‌كند. شناخت اين امر و كوشش براي زدودن اين موانع، از لحاظ فردي و اجتماعي، ما را به زمينه‌سازي بهتر ظهور، رهنمون مي‌سازد. جهت ديگر، اين كه تبيين اين بحث، سره و ناسره محبان و منتظران واقعي و دروغين را جدا مي‌كند؛ مثلاً منفعت طلبي، معياري است براي شناخت همراهي و عدم همراهي با امام، تا مبادا «عجّل علي ظهورك»‌گويان و ندبه‌خوانان چون طلحه و زبير، در امتحان جاه و مقام، عليّ زمان را تنها گذارند و خود آغازگر جنگ بر ضد او يا راه او باشند.   

قرآن، در آياتي حكومت صالحان و مستضعفان را بشارت داده است؛ مانند:

Gوَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَF[3]

Gوَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَF[4]

همچنين قرآن كريم، ويژگي‌هاي حكومت جهاني صالحان را چنين بيان كرده است:

Gوَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضي‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِكُونَ بي‌شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَF.[5]

در عين اين وعده و بشارت اين كتاب الهي، در بسياري موارد، به تبيين موانع فراروي حكومت صالحان و مستضعفان پرداخته است. توجه به آيات متفاوت و تأمل در اين نكته كه حضرت مهدي عليه السلام  خاتم اوصيا و تحقق‌بخش آمال تمام انبيا و مصلحان در تمام گستره هستي است، جدّي‌تر بودن موانع فراروي آن حضرت را بديهي مي‌نمايد. البته روايات نيز به مدد آمده و بيان مي‌كنند كه حضرت مهدي عليه السلام  و كساني كه به آن حضرت و راه او ايمان دارند، در اين ميان، به چه زحمت‌ها و رنج‌هايي افتاده و با آن موانع، چه برخوردي خواهند كرد. مطلب ديگر اين كه چنان كه در عنوان نوشتار آمده است، «مهدويت»، مورد نظر قرار خواهد گرفت كه شامل دوران متفاوت حيات حضرت مهدي عليه السلام  (غيبت و ظهور و حكومت و…) است.

طبق آيات قرآن و روايات، مقابل انبيا و صالحان، گرو‌ه‌هاي ذيل به مخالفت پرداخته‌اند:

كفار، منافقان، مفسدان، متكبران، مستكبران، دنيا زدگان، گناهكاران، گروهي از اهل كتاب، مشركان، حسودان، مذبذبين، شياطين، لج‌بازان، عالم نمايان هواپرست، غافلان، مترفين، ظالمان، طاغوت‌ها و فراعنه، عالمان بي‌عمل، ظاهرگرايان و مادي‌گرايان، گمراهان و اهل ضلالت، ملأ و اشراف، فرقه‌هاي انحرافي و ياريگران ستمگران و….

نگارنده کوشيده است ويژگي‌ها و رفتار‌هاي اين جريان‌ها و در مقابل، برخورد حضرت و منتظران حضرت با آنان را بررسي كند. در شماره گذشته[6]، به كفار، منافقان، مفسدان و متكبران پرداختيم و در اين نوشتار، دنيا‌طلبان و دنيازدگان را مورد مداقه قرار مي‌دهيم.

روش ما در اين مقاله، بيان يكي از گروه‌هاي مانع و معاند، ويژگي‌ها و معاندت‌هاي آن، سپس نحوه برخورد مصلحان و مؤمنان با آن، از منظر قرآن و روايات و بالأخره بيان راهكارهاي حضرت مهدي عليه السلام  و منتظران، در مواجهه با آن با رويكرد قرآني و روايي است. علت انتخاب دنياخواهي در اين نوشتار، فراگيري و تاثير‌گذاري آن است.

دنيا‌خواهي و اسير دنيا بودن، يکي از عوامل فارق و مايز حقيقت‌طلبان از باطل‌جويان است. پيکره دين و آمال انبيا و اوليا چقدر از اين عامل، متأثر شده و چه بسيار انسانهايي در قبال آن، قد خم كرده و پيشاني ذلت ساييده‌اند. در مقابل، آنان که دنيا را به خدمت گرفته و آن را به اسارت اهداف بلند خويش در آورده‌اند، و از غم و اندوه و فکر و فريب آن، آزاد گشتند، از هر دين و مرام، بر پيشاني تاريخ درخشيده و ماندگار شدند. [7]

از آن‌جا که حکومت حضرت مهدي عليه السلام  عالم‌گير است و منفعت‌طلبان به عدالت سوق داده مي‌شوند و بر آمال دنياخواهي‌شان تازيانه عدالت و حقيقت نواخته خواهد شد، بيشترين مخالفت‌ها از دنيا طلبان و دنيا خواهاني است که در هراس از دست دادن آن يا در شوق و عشق زياده‌خواهي آنند؛ پس مبارزه‌شان و کراهت و ناپسندي‌شان از آن حادثه و واقعه، بيشتر و جدي‌تر است. دنيا پرستاني که طاقت شکستن هيمنه بت خود را توسط ابراهيم زمان ندارند، نه تنها از ابراهيم عليه السلام  و سخنان او، متنفر و گريزانند که با او روبه‌رويند و حمايتگر بت‌هايند[8].

جهت ديگر اين که در دوران غيبت امام، آنچه افراد را از انديشه و ياري و زمينه سازي امام و از وظايف انتظار باز مي‌دارد، دنيا خواهي است. حب دنيا است که انسان را در گناهان فرو مي‌برد.حب دنيا است که انسان، از ياد امام و وظايف خود در دوران غيبت سر باز مي‌زند.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:46 توسط منتظر| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست