
او هم چنين متذكر شد: شاعران ما مثل سعدى، مولوى، خواجوى كرمانى، جامى و اميرخسرو به موضوع انتظار اشاراتى دارند، با اين تفاوت كه تفكر مهدويت به معناى تام و تمامش در سيستم فكرى آنها نيست؛ آن ها اشاره و تلميحى تاريخى، اسطوره اى و صرفاً دينى دارند، نه نگرشى تام و تمام به معناى مشخص سيستم فكرى و فلسفى.
روزبه در ادامه خاطرنشان كرد: اما طرح گسترده شعر مهدويت عمدتاً از دوران تولد تفكر شيعه در ايران و پس از دوران صفويه در شعر فارسى اوج گرفت و در گستره شعر پس از انقلاب اسلامى رواج تام و تمام يافت. او تاكيد كرد:
موضوع انتظار از محورى ترين موضوعات در حيطه كار شاعران مسلمان و مذهبى پس از انقلاب بود؛ چراكه در ارتباط كامل با ايدئولوژى و تفكر اين نسل قرار گرفت. پس از انقلاب، شاعران انقلاب به طور گسترده كوشيدند زاويه ديد تازه اى به اين موضوع بدهند؛ اگر پيش از اين شاعران اهل بيت و مذهبى موضوع انتظار را به كار مى بردند، نوعى انفعال دردمندانه داشتند و منتظر بودند كسى بيايد و ما را نجات دهد، حال آن كه در شعر جوان پس از انقلاب، موضوع مهدويت شعرى بود؛ با برخوردى ديناميك و پويا.
اين مدرس دانشگاه با بيان اين كه شعر انتظار پس از انقلاب با انفعال و يك جانشينى توام نبوده است، افزود: مثلاً يوسفعلى ميرشكاك در شعرى مى گويد:
تمام خاك را گشتم به دنبال صداى تو
ببين باقى است روى لحظه هايم جاى پاى تو
كه اين جا همان طور كه موعود در حركت است، شاعر هم به طرف موعود خود مى رود. هر چند رفته رفته موضوع انتظار در قالب برخى واژه ها و تفسيرهاى كليشه اى گرفتار شد و در برهه اى، تازگى نگاه و تماشا، دست خوش كليشه هاى شعرى شد، اما در عين حال انتظار موضوعى تازه و تپنده در شعر انقلاب بوده است.
روزبه درباره طرح مفهوم انتظار در شعر پيش از انقلاب نيز گفت: اين مفهوم وجود دارد؛ ولى به طور پراكنده بيشتر در آثار شاعران اهل بيت، مذهبى و هياتى و به صورت معدودى در آثار شاعران مسلمان پيش از انقلاب با آن مواجهيم.
شهريار، اميرى فيروزكوهى و ابوالحسن ورزى، از شاعرانى هستند كه اين موضوع در كارشان نمود دارد. ولى در عرصه شعر پس از نيما، از آنجا كه روحى لاييك دارد، كمتر به مضامين دينى و مذهبى ازجمله مضمون انتظار و مهدويت برمى خوريم. اين منتقد ادبى سپس شاعرانى چون حسن حسينى، قيصر امين پور، طاهره صفارزاده، على موسوى گرمارودى، عليرضا قزوه، عبدالجبار كاكايى، فريد اصفهانى و اكثر شاعران مسلمان جوان معاصر را شاعرانى دانست كه از مضمون انتظار بهره برده اند و افزود: سروده هاى خوبى در اين زمينه داريم، مثل اين بيت ها از فريد اصفهانى:
بتى كه راز جمالش هنوز سربسته است
به غارت دل سودايان كمر بسته است
و:
به يازده خم مى دست ما اگر نرسيد
بيار باده كه يك خم هنوز سربسته است
محمدرضا روزبه درباره اينكه مفهوم انتظار در شعر معاصر چه پيامدهايى را داشته است، گفت: طرح اين موضوع كه جهان با سير تكاملى حركت مى كند و آخرين حلقه، ظهور موعود است، نوعى اميد به شعر اين نسل مى بخشيد؛ به طورى كه آخرين سرمنزل انسان ها در پهنه هستى، رسيدن به ظهور موعود است و اين نوعى انديشه مدارى را در پى داشت.
او هم چنين درباره طرح مسائل اجتماعى و انتقادى در شعر انتظار، گفت: وقتى شاعرى از انتظار مى گويد، يعنى از وضع موجود ناراضى است و در پى رسيدن به افق موعود است.
اتفاقا شعر انتظار با دردها و آرزوهاى جامعه گره خورده است و فرديت شاعرانه در آن سخن نمى گويد؛ شعر انتظار شعرى اجتماعى است، به اين معنا كه سرانجام همه اين رنج ها و آرزوها رسيدن به افق طلايى ظهور است و انتظار در ارتباط و پيوند دقيقى با مسائل اجتماعى قرار دارد.
او هم چنين در پايان متذكر شد: اميدوارم انتظار در گستره شعر امروز، عمق فلسفى بيشترى بيابد و نگاه كال و كليشه اى از آن رخت بر بندد و جاى خود را به ديد ژرف اساطيرى بدهد، يعنى شاعر، انتظار حضرت موعود را با نياز اساطيرى بشريت در طول تاريخ و انتظار موعود رهايى بخش در گستره وسيع تر جغرافيايى - تاريخى پيوند دهد.
مهدی جان میلاد پدرت بر شما بادا مبارک



به گزارش آینده روشن، یکی از کارشناسان حوزه مهدویت در این نشست اظهار داشت: در طول تاریخ شاهد حضور مدعیان دورغین مهدویت به روشها و شیوههای مختلفی بودهایم که طی سالیان اخیر این روند از حالت طبیعی خارج شده و روند رو به رشدی را پیدا کرده است.
وی ادامه داد: در بررسیهای انجام شده مشخص شد که این رشد حاصل برنامهریزی هدفمند کشورهای بیگانه و دشمن برده که آن را پشتیبانی میکردهاند.
این کارشناس حوزه مهدویت ادامه داد: ایجاد چالش اعتقادی در حوزه نظام مقدس جمهوری اسلامی، تخریب مرجعیت، سکولاریسم و ترویج جدایی دین از سیاست، تغییر گروههای مرجع در نسل جوان، مهمترین برنامههای دشمنان در کشور میباشند.
وی ادامه داد: مدعیان دروغین مهدویت به صورت فردی و اجتماعی تخریب مرجعیت را دنبال میکنند زیرا اولین سد و مانع در برابر این مدعیان دروغین نهاد مرجعیت است و دشمن هم میداند که تنها با تضعیف نهاد مرجعیت میتواند به روند خزنده خود ادامه دهد.
وی گفت: مدعیان مهدویت عمدتا جوانان را به واگرایی از جامعه و به دنبال آن ضدیت با نظام تشویق میکنند هر چند شاید در ظاهر و گفتار خود به شکل جدی از نظام حمایت هم بکنند ولی در سیره عملی به گونهای رفتار میکنند که تضعیف نظام را در پی دارد.
وی ادامه داد: دشمن در پی آن است تا مرجع جوانان را از حوزههای علمیه به دانشگاه و از دانشگاهها به سمت مدعیان دروغین هدایت کنند. هر چند در این تغییر مراجع اعتقادی موفق نبوده اما به تلاش خود ادامه میدهد تا نسل جوان را از مرجعیت جدا کند. و امروز همه وظیفه داریم از مرجعیت و نهاد مرجعیت به جدیت حمایت کنیم.
وی در قسمت دیگری از سخنان خود با بیان این که مدعیان دروغین علاوه بر ترویج مرجعیت خود به دنبال مرجع تراشی میباشند اظهار داشت: این مدعیان یا خود را مرجع معرفی میکنند و یا یکی از منسوبین و اطرافیان خود را به عنوان مرجع معرفی کرده و مریدان را تشویق میکنند تا تمامی شئون زندگی خود را بر حسب نظر این مرجع ساختگی انجام دهند.
وی ادامه داد: امروز دشمنان نظام به دنبال القای فکر و تاثیرگذاری میباشند و در حوزه مدعیان دروغین مهدویت شاهدیم که بخشی از آنها رسما با دشمنان نظام در ارتباط هستند و بخشی از آنها به صورت ناآگاهانه در راستای اهداف دشمن حرکت میکنند.
وی از مشکل اقتصادی و اخلاقی به عنوان دو خصوصیت مدعیان دروغین مهدویت نام برد و گفت: در یک بررسی متوجه میشویم علیرغم ظاهری که چنین مدعیانی برای خود درست کردهاند همه آنها پولهای مختلف را تحت عنوان گوناگون از مردم گرفته و صرف خود و خانواده خود میکنند و بسیاری از آنها نیز با مریدان خود روابط سوء اخلاقی برقرار میکنند.
وی گفت: ضدیت با نظام مقدس جمهوری اسلامی مخالفت با مرجعیت، ترویج اباحهگری و ادعای مرجعیت به عنوان خصوصیات خاص این مدعیان دروغین به شمار میروند هر چند شاید در ظاهر نتوان چنین خصوصیاتی را در این افراد دید.
وی افزود: متأسفانه چون این مدعیان دروغین از حوزه اعتقادات وار میشوند توانستهاند مریدان مختلفی را به دنبال خود بکشانند که به همین لحاظ کار امنیتی بر روی چنین گروههایی به سختی انجام میگیرد شاید بتوان با مدعی با آسانی برخورد کرد ولی در حوزه مدعیان به دلیل مسائل اعتقادی اقدام خاصی نمیتوان صورت داد.
در ادامه این نشست حاضرین به طرح سوالات خود در حوزه آسیبشناسی مهدویت پرداختند.
مرجع : سايت خبری آينده روشن


علامه طباطبائی فرمودند: مرحوم قاضی همیشه در ایام زیارتی، از نجف اشرف به کربلا مشرف می شد، هیچگاه کسی ندید که او سوار ماشین شود و از این سرّ احدی مطلع نشد؛ جز یک نفر از کسبه بازار ساعت ( بازار بزرگ) که به مشهد مقدس مشرف شده بود و مرحوم قاضی را در مشهد دیده بود و از ایشان اصلاح امر گذرنامه خود را خواسته بود و ایشان هم اصلاح کرده بودند؛
آن مرد چون به نجف آمد افشا کرد که من آقای قاضی را در مشهد دیدم. مرحوم قاضی خیلی عصبانی شدند و گفتند: « همه می دانند که من در نجف بوده ام و مسافرتی نکرده ام. »
مرحوم علامه طهرانی می فرماید: این داستان را سابقاً برای بنده، دوست معظم حقیر، حجة الاسلام سید محمد رضا خلخالی (ره) اینطور نقل کرد: « چون آن مرد کاسب از مشهد مقدس به نجف اشرف مراجعت کرده به رفقای خود گفت: گذرنامه من دچار اشکال بود و در شهربانی درست نمی شد و من برای مراجعت، به آقای قاضی متوسل شدم و گذرنامه را به ایشان دادم و ایشان گفتند: فردا برو شهربانی و گذرنامه ات را بگیر!
من فردای آن روز به شهربانی مراجعه کردم، شهربانی گذرنامه مرا اصلاح کرده و حاضر نموده بود؛ گرفتم و به نجف برگشتم.دوستان آن مرد گفتند: آقای قاضی در نجف بودند و مسافرت نکرده اند. آن مرد خودش نزد مرحوم قاضی آمد و داستان خود را مفصلاً برای آقای قاضی گفت و مرحوم قاضی انکار کرده و گفت: همه مردم نجف می دانند که من مسافرت نکرده ام. آن مرد نزد فضلای آن عصر نجف اشرف چون آقای حاج سید علی خلخالی و نظائر هم آمد و داستان را گفت. آنها به نزد مرحوم قاضی آمده و قضیه را بازگو کردند و مرحوم قاضی انکار کرد و آنها با اصرار و ابرام بسیار، مرحوم قاضی را وادار کردند که برای آنها یک جلسه اخلاقی تربیت داده و درس اخلاق برای آنها بگوید. در آن زمان، مرحوم قاضی بسیار گمنام بوده و از حالات او احدی خبر نداشت؛ و بالأخره قول داد برای آنها یک جلسه درس اخلاق معین کند و جلسه ترتیب داده شد ... »
ایشان معمولاً دو جلسه در دو زمان داشتند. یکی نشست قبل از ظهر بود که دو سه ساعت مانده به ظهر می رفتند خدمت ایشان که آن نشست، اختصاصی نبوده و احیاناً افراد متفرقه هم می آمدند و یکی هم جلسه قبل از غروب بوده، یک ساعت، یک ساعت و نیم مانده به غروب و مختص شاگردان خاصه شان بود. آقای قوچانی می فرمودند: در طول این چهارده سال هر دو جلسه را ملتزم بودم و جلسه عصر بسیار پربار بود و ملحق می شد به نماز مغرب و عشاء. نماز را در خدمتشان می خواندیم و بعد متفرق می شدیم. آن موقع تعداد این شاگردان حدوداً چهارده پانزده نفر بودند. از جمله: مرحوم علامه طباطبائی، آشیخ علی اکبر مرندی، آیت الله بهجت، مرحوم شیخ تقی نوری که خیلی پربار و پخته بودند. جناب آقای سُها نقل می کردند: از جناب حاج شیخ محمد حسین خراسانی شنیدم که به سالیانی دراز ملازم آن بزرگوار بوده است که: « مرحوم آقا (قاضی) شبها جلسه اخلاق داشتند و چراغ روشن نمی کردند و به همان تاریکی بعضی از علماء نجف که اهل باطن بودند به آن مجلس حاضر می شدند و غالباً صحبت در «معرفة النفس» بود و تهذیب اخلاق و صحبت عرفان هم می فرمودند ولکن بیشتر در همان معرفت ذات انسان و خودشناسی بود و اگر ناشناسی وارد می شد صحبت را تغییر می دادند و در اطراف زیارت سیدالشهداء علیه السلام صحبت می فرمودند و می فرمودند که استعدادات مختلف است، هر حرفی را به هر کسی نمی شود گفت. »
ادامه مطلب...

به گزارش آینده روشن، مراسم سوگواری روز شهادت امام هادی (ع) در محضر حضرت آیت الله بهجت در حسینیه الزهرا (س) مشهد برگزار می شود.
در این مراسم که فردا از سوی حضرت آیت الله بهجت در مشهد برگزار می شود، حجت الاسلام رضایی تهرانی به سخنرانی خواهد پرداخت.
گفتنی است این مراسم از ساعت 9 الی 11 صبح روز چهارشنبه، در حسینیه الزهرا (س) مشهد واقع در خیابان امام رضا (ع)، چهارراه دانش مقابل دفتر حضرت آیت الله بهجت برگزار می شود.
|
|
| |||||||||||||||
|
|
| |||||||||||||||
|
|
| |||||||||||||||
| به گزارش آینده روشن،مراسم عزاداری شهادت امام هادی با حضور حضرت آیت الله العظمی بهجت در مشهد مقدس برگزار شد. |
| تقریب مذاهب اسلامی عاملی برای دستیابی به وحدت است / تربیت نسلی پیشتاز و پیشگام از معجزات پیامبر اسلام است | |
| خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه : هفته ای که گذشت با برگزاری همایش بین المللی "وحدت اسلامی" با موضوع ویژگیهای فردی، اجتماعی و فرهنگی و تمدنی حضرت محمد (ص) همراه بود که طی آن دبیر کل مجمع تقریب مذاهب اسلامی تربیت نسلی پیشتاز و پیشگام را از معجزات پیامبر اسلام خواند، در بیانیه پایانی این همایش نیز تقریب میان مذاهب اسلامی به عنوان عاملی برای دستیابی به وحدت مورد تأکید قرار گرفت. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، بیستمین همایش بین المللی وحدت اسلامی با حضور 165 متفکر از 45 کشور جهان عصر روز جمعه 17 فروردین ماه با هدف تعمیق وحدت جهان اسلام و با موضوع سیره پیامبر اعظم(ص) در سه محور ویژگیهای فردی، اجتماعی و فرهنگی و تمدنی طی سه روز در سالن اجلاس سران افتتاح شد . بیستمین همایش وحدت اسلامی بعد از ظهر امروز افتتاح می شود بیستمین همایش بین المللی وحدت اسلامی با محور نخست اخلاق انسانی، ایمان و عبودیت، رفتار خانوادگی، مدارا و آسان گیری، رهبری و مدیریت اجتماعی، سیاسی، نظامی، دیپلماسی ، تعادل در شخصیت: "خوف و رجاء، قاطعیت و عطوفت ، عدالت و مهرورزی" را مورد بررسی قرار می دهد در حالی که بخش ویژگیهای اجتماعی شورا، حقوق بشر، عدالت اجتماعی ، پیشرفت علمی، اقتصادی، تعلیم، تربیت و دعوت اسلامی، فرهنگ وحدت و تعهد متقابل، جهاد اسلامی و دفاع از کیان امت را مورد توجه قرار داد. مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی همچنین طی روزهای 21 و 22 فروردین ماه اجلاس بین المللی هیئت رئیسه مجمع فقه اسلامی را به منظور بررسی مسائل فکری و فقه جهان اسلام برگزار کرد که با حضور اکمل الدین احسان اغلو دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی ، دبیرکل مجمع جهانی فقه اسلامی و نمایندگان 57 کشور اسلامی به عنوان اعضای هیئت رئیسه تشکیل شد |
ادامه مطلب...
را به عنوان يك ضابطه و اصل پذيرفته اند و سعي دارند خود را در اعتقاد و عمل بدان، پاي بند
نشان دهند و به اين وسيله در ميان مردم خود و در سطح بين المللي از موقعيت بهتري برخوردار
گردند. آراي عمومي امروزه نه تنها ملاك مقبوليت يك حكومت به شمار مي رود بلكه ملاك
مشروعيت آن نيز دانسته مي شود چرا كه بسياري از حكومتهاي دنيا، منشأ حاكميت را مردم يا
ملت مي دانند. در ميان متفكرين معاصر اهل سنت نيز اين انديشه رواج دارد كه خداوند (به عنوان
منشأ اصلي حاكميت) حاكميت را به مردم مسلمان اعطا نموده و لذا يك حكومت اسلامي فقط
وقتي مشروع است كه مردم به او تفويض قدرت كرده باشند. در ميان انديشمنداني كه مردم را منشأ حاكميت مي دانند بحثهاي نسبتاً گسترده و عميقي
وجود دارد كه آيا حاكميت در بين آحاد مردم تقسيم شده است و يا از آنِ واقعيتي برخاسته از
مجموع آنان است كه ملت ناميده مي شود، ماهيت واقعي حاكميت چيست، حاكميت مطلق است
يا مقيد و سؤالات ديگري از اين قبيل. [1] مقاله حاضر متكفل پرداختن به اين مباحث نيست.
ادامه مطلب...
تاكيد ائمه جمعه بر حفظ اتحاد اسلامي مسلمانان در برابر فتنه انگيزي دشمنان
نماز عبادي سياسي جمعه با حضور يكپارچه امت خداجو در سراسر كشور اقامه شد.
ائمه جمعه بااشاره به اينكه آمريكا و ايادي اش در عراق گرفتار شده اند اظهار داشتند : آمريكايي ها براي فرار از شكستهاي پياپي خود در عراق آتش فتنه را در اين كشور مي افروزند تا به بهانه ايجاد امنيت حضور شوم خود را توجيه كنند.
خطباي جمعه با تبرئه كردن برادران اهل سنت از اين گونه جنايت ها افزودند : قرنها حرم امامان شيعه مورد احترام اهل سنت بوده است و اين جنايات هيچ ارتباطي به آنان ندارد.
ائمه جمعه با تاكيد بر حفظ اتحاد اسلامي مسلمانان در برابر فتنه انگيزي دشمنان از علماي اسلام خواستند با هوشياري حركتهاي تفرقه افكنانه دشمن را پاسخ دهند و اجازه ندهند بين صفوف منسجم مسلمين رخنه اي ايجاد شود.
خلاصه اي از اخبار نمازجمعه برخي شهرستانهاي كشور به شرح ذيل است :
قم ـ خطيب نمازجمعه قم بر حفظ اتحاد و انسجام اسلامي مسلمانان تاكيد كرد. آيت الله جوادي آملي در خطبه هاي نماز با محكوم كردن اقدام اخير جنايتكاران در تخريب و هتك حرمت دوباره حرم عسكريين عليهماالسلام گفت : بر كسي پوشيده نيست كه چنين اقدامات بي شرمانه و تفرقه انگيز دسيسه اشغالگران و منافقان كوردل است . امام جمعه موقت قم به جنايت هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي در افغانستان عراق فلسطين و لبنان اشاره كرد و افزود : اگر مردم اتحاد و انسجام خود را حفظ مي كردند و گرفتار نيرنگ مستكبران نمي شدند منطقه خاورميانه اكنون جولانگاه اعمال شيطاني دشمنان اسلام نبود. وي با بيان اينكه شيعه و سني سالها بدون هيچ مشكلي در كنار هم زندگي كرده اند افزود : امروز اين اشغالگران هستند كه قصد دارند با تفرقه افكني بين مسلمانان در سراسر جهان اسلام فتنه انگيزي كنند. آيت الله جوادي آملي در بخش ديگري از خطبه ها به حفظ حريم قلم و معيارهاي اخلاقي در جامعه اشاره كرد و افزود : اگر مراقب نباشيم هتاكي و تخريب دين از درون باعث صدمه به اسلام و كشور مي شود.
ادامه مطلب...
در عرصهى بينالمللى و سياسى جهانى هم پيشرفتهاى نظام جمهورى اسلامى ايران پيشرفتهاى چشمگيرى بود. ملت ما و كشور ما به بركت نظام جمهورى اسلامى در دنيا سرافراز شد؛ ابهت ملى ما و نگاه مهربانانهى مردم ما نسبت به ملتهاى جهان و ملتهاى مسلمان در همهى حوادث آشكار شد؛ عزم راسخ ملى ما در زمينههاى علمى، در تحرك اقتصادى براى ديگران تا حدود بسيارى روشن شد. ما در مسائل داخلى و مسائل خارجى بحمداللَّه پيشرفتهاى زيادى داشتيم.
در سال 86 ادامهى حركت ملىِ ما بايد يك ادامهى متناسب با نيازهاى ملت ما باشد. اين يك حقيقتى است كه ملت ايران بر اثر تسلط قدرتهاى طاغوتى و قدرتهاى فاسد و دولتهاى وابسته يا بىكفايت در طول دهها سال - شايد نزديك به دويست سال - دچار عقبماندگىهاى زيادى در عرصههاى گوناگون بوده است. امروز كه ملت ايران به بركت اسلام و نظام جمهورى اسلامى به خودآگاهى و اعتماد به نفس دست يافته است، بايد ما اين فاصلههاى طولانى را با سرعت طى كنيم. ما فاصلههاى بسيار زيادى با آنچه كه شأن ايران سربلند و پُرافتخار است، داريم؛ اين فاصلهها جز با همت بلند، جز با اميد بىپايان، جز با تلاش همهجانبهى ملى ميسر نخواهد شد.
ملت ما هدف روشنى دارد؛ هدف بزرگ ملى ما «استقلال ملى، عزت ملى و رفاه عمومى ملت» است. همهى اينها به بركت اسلام و ايمان اسلامى تحققيافتنى است. ما اين را تجربه كرديم و دريافتيم. ملت ما ظرفيت بسيار زيادى براى پيمودن راههاى دشوار به سوى آيندههاى محبوب و مطلوب دارد. ظرفيت ملى ما، اگر به طور كامل و همهجانبه مورد استفاده قرار بگيرد، بدون ترديد ملت ايران خواهد توانست به همهى اميدها و آرزوهاى خود دست پيدا كند.
تحرك ملت ايران به بركت اسلام آغاز شد و اين بيدارى و اين اميد و اين اعتماد به نفس روزبهروز تا امروز بيشتر شد و ما هر سالى كه نو مىشود، بايد عزم خود را نو كنيم و پا را در ميدانهاى تازهترى بگذاريم.
بديهى است كه يك ملت زنده، با چالشها مواجه است؛ چالشها، لازمهى زنده بودن است. هر موجود زندهاى بايد هزينهى زنده بودنِ خود را بپردازد تا بتواند به اهداف خود دست پيدا كند. زنده بودن همراه با چالشهاست؛ همراه با مانعهاست؛ از مانعها بايد عبور كرد. احياناً همراه با دشمنىهاست؛ براى دشمنىها بايد تدبير و انديشهى راسخ داشت. عزم قوى را بايد دستمايهى اين حركت كرد. ملت ايران نيازمند اين عزم ملى است كه تا امروز هم اين عزم را نشان داده است و روزبهروز بايد پايههاى اين عزم مستحكمتر بشود.
با نگاه به حوادث و مسائل جهانى بروشنى درمىيابيم كه دشمنان ملت ايران درصدد آنند كه دشمنى خود را از دو راه با ملت ايران به تحقق برسانند (آنچه كه امروز در دنيا محسوس است اين است). يكى، ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت؛ از بين بردن يكپارچگى ملت ايران؛ و از دست ملت ايران اين نيروى عظيم وحدت را ربودن و آنها را به اختلافات داخلى سرگرم كردن. و دومى، ايجاد مشكلات اقتصادى و تلاش براى توقف ملت ايران در زمينههاى گوناگون سازندگى كشور و رفاه عمومى خود. اين دو، چيزى است كه در نقشههاى كوتاهمدت و ميانمدت دشمنان ما به طور محسوس وجود دارد كه اگر خود آنها هم بر زبان نياورده بودند، قابل حدس بود؛ ولى دشمنان ما خودشان هم به هر دو نكته اعتراف كردند.
در سال 86 هم در زمينهى تلاش اقتصادى بايد همهى نيروهاى ملى، نيروهاى معتقد به آرمانهاى بلند ملت ايران، مسئولان كشور، جوانان پُرنشاط، دست به دست هم بدهند و تلاش كنند. ميدان براى تلاش اقتصادى گسترده است؛ بخصوص با ابلاغ سياستهاى اصل 44 قانون اساسى و آنچه كه به مسئولان توصيه و به آنها تأكيد شد و آنها هم عزم خودشان را نسبت به اين قضيه ابراز كردند، ميدان تلاش اقتصادى براى مردم گشوده است و راهها باز است. مسئولان بايد براى مردم تشريح كنند امكانهايى را كه در اختيار مردم وجود دارد و خودشان هم بايد تلاش كنند. كشور ما ظرفيت اقتصادى بسيار زيادى دارد و مىتوان براى بناى يك جامعهى برخوردار از رفاه، تلاش و كار كرد.
مسألهى ديگر، مسألهى اتحاد عمومى مردم است. دشمنان با تبليغات خود، با جنگ روانى خود، با تلاشهاى موذيانهى گوناگون خود سعى مىكنند بين صفوف ملت ايران اختلاف بيندازند؛ به بهانهى قوميت، به بهانهى مذهب، به بهانهى گرايشهاى صنفى، وحدت كلمهى ملت را از بين ببرند؛ علاوهى بر اين، در سطح دنياى اسلام هم يك تلاش وسيع عميقى از سوى دشمن محسوس است براى اينكه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر فاصله بيندازند؛ اختلاف مذهبى را بزرگ كنند؛ جنگ شيعه و سنى را در هر نقطهاى از دنيا كه ممكن باشد، به وجود بياورند و عظمت و ابهت ملت ايران را در ميان ملتهاى ديگر - كه روزبهروز بحمداللَّه تا امروز بيشتر شده - از بين ببرند.
ملت ما بايد هشيار باشد. تلاش براى سازندگى كشور و عمدهتر و مهمتر از آن، تلاش براى اتحاد كلمه و يكپارچگى ملى و اتحاد امت اسلامى ادامه يابد. عاقلانه، هوشيارانه، خردمندانه و مدبرانه بايستى اين اتحاد را حفظ كرد و روزبهروز تقويت كرد. من به همين جهت به مسألهى اتحاد كلمهى ملتمان اهميت مىدهم. و به نظر من امسال، سالِ «اتحاد ملى و انسجام اسلامى» است؛ يعنى در درون ملت ما اتحاد كلمهى همهى آحاد ملت و قوميتهاى گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملى؛ و در سطح بينالمللى، انسجام ميان همهى مسلمانان و روابط برادرانهى ميان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت كلمهى آنها.
امروز عظمت اسلام هم وابسته به استقلال ملتها و عزم راسخ ملتهاست و ملت مسلمان ايران در اين راه تاكنون بحمداللَّه پرچمدار بوده است و پرچمدار هم خواهد بود.
از خداوند متعال براى روح ملكوتى امام بزرگوارمان كه اين راه را به روى ما گشود، طلب آمرزش و تعالى درجات مىكنيم و اميدوارم ملت ايران در اين راه موفق و مؤيد باشند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
برگرفته از:پيام مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال 1386 شمسي
|
از سوی انتشارات خادم الرضا (ع) منتشر شد : منشور اتحاد ملی و انسجام اسلامی | |
| کتاب "منشور اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه قرآن و روایات، مراجع تقلید و مقام رهبری با نگاهی به تاریخ معاصر ایران" تالیف حجت الاسلام علی اکبر سبزیان در 190 صفحه و شمارگان پنج هزار نسخه توسط انتشارات خادم الرضا (ع) منتشر شد. | |
|
خبرگزاری مهر- گروه حوزه و دانشگاه : این کتاب از چهار فصل وحدت از دیدگاه قرآن و معصومین (ع)، وحدت از دیدگاه مراجع و علما، اتحاد ملی و انسجام اسلامی تشکیل شده است. مولف اثر در مقدمه این کتاب با اشاره به نامگذاری سال 86 به سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی توسط مقام رهبری آورده است : استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا دو مشکل عمده دارد که می خواهد با یک شگرد آن را حل کند. مشکل اول آنها انقلاب اسلامی و اتحاد و یکپارچگی ملت ایران و دوم بیداری منطقه و جهان اسلام است. اگر استکبار بتواند مشکل اولش را حل کند و انقلاب را براندازد یا مهار کند، طبیعتا مشکل دوم او نیز حل خواهد شد.
در فصل اول کتاب که با عنوان وحدت از دیدگاه قرآن و معصومین (ع) تالیف شده، وحدت از دیدگاه قرآن، آثار وحدت اسلامی در قرآن کریم، تقوا شرط حفظ وحدت و یادآوری روزهای سخت (نداشتن وحدت در دوران جاهلیت) در کنار موضوعاتی چون وحدت از دیدگاه پیامبر اعظم (ص)، امام علی (ع) و ائمه معصومین(ع) بررسی شده است. در فصل دوم نیز وحدت از دیدگاه امام و استاد مطهری به همراه بررسی اثرات و نتایج وحدت از دیدگاه دیگر علما مورد بحث قرار گرفته است. فصل سوم به اتحاد ملی با نگاهی به انقلاب های ایرانی و جمهوری اسلامی به بررسی عوامل ضد وحدت مانند برخوردهای خطی و لوازم توجه یه اتحاد ملی به عنوان یک ضرورت پرداخته و به تشریح ده راهکار علمی برای اتحاد ملی پرداخته است. در فصل چهارم با اشاره به انسجام اسلامی در قانون اساسی و کلام رهبری به بررسی مسئله ورود استعمار به اختلاف سازی میان شیعه و سنی پرداخته و رسول اعظم (ص)، حج، امیرمومنان(ع) از محورهای انسجام اسلامی تعیین شده است. توجه به کلمه توحید و توحید کلمه بر لزوم حفظ احترام متقابل و تاکید بر وجوه فراوان اختلافی در مقایسه با وجود اندک اختلاف تاکید و 10راهکار انسجام اسلامی تبیین شده است. |
ستیزه جویی های امپریالیسم بین الملل هر بار از روزنی صورت می گیرد هوشیاری و عمل به رهنمودهای مقام عظمای ولایت و تمسک جستن به ارزش های مشترک از جمله کلام ا... مجید یاری رسان ملل اسلامی برای رسیدن به سعادت و مصون ماندن از مخاطرات احتمالی می باشد
فرازی از زیارت رجبیّه
اَلحَمدللهِ الّذی اَشهَدَنا مشهدَ اَولیائهِ فی رَجَب ٍ وَ اَوجَبَ عَلینا مِن حَقّهم ما قَد وَجَب ، وَ صلی اللهُ عَلی مُحمّد ٍ المُنتَجَب ، وَ عَلی اوصیائهِ الحُجُب ، اللّهم فَکما اَشهَدتنا مَشهَدَهُم ، فَانجزلَنا مَوعدهُم ، وَ اَور ِدنا مَوردَهُم غَر مُحلّئینَ عَن ورد ٍ فی دار المقامةِ وَ الخـــــُلد ...
ستایش مخصوص خدایی است که در ماه رجب ما را به حضور اولیاء و دوستانش رسانید و بر ما از حقّ آنها واجب کرد آنچه واجب کرد و درود خدای بر محمّد (ص) برگزیده و بر اوصیای او که در پرده محجوبند، بار خدایا پس چنانکه ما را به حضورشان رسانیدی به وعده گاه آنها هم که بهشت است برسان و به منزل و مأوای آنان نیز ببرو در دار آنها که دار ابدی و بهشت مخلّد است وارد گردان ...
انتظار مهدی انتظار پاکی هاست
تولد پدر ائمه معصوم علیهما السلام بر حضرت ولی عصر گرامی باد.


فاطمه بنت اسد، وظیفهای بزرگ بر عهده داشت. او صاحب فرزندی شد، که محل تولدش کعبه بود. آیا خداوند چنین وظیفهای را به یک زن عادی محول کرد؟
مریم برگزیده خدا بود و عیسی روح الله ...
زمان وضع حمل عیسی فرا رسید. خداوند به حضرت مریم امر کرد که از معبد و عبادتگاه بیرون رود و فرزند خود را در صحرا - زیر درخت خرمایی- به دنیا آورد. نخل خرما به امر خدا بارور شد و میوه خود را ارزانی مادر عیسی کرد. (1)
اما، فاطمه بنت اسد ...
هنگام وضع حمل علی بن ابیطالب به درون کعبه فرا خوانده شد. سه روز مهمان خدا بود. همان جا فرزندش را به دنیا آورد. در این سه روز فرشتگان از آسمان برای او غذاهای بهشتی آوردند.
بانوی مکه قبل از این که وارد کعبه شود سرودی بس زیبا بر لب داشت، ترنمی برخاسته از باغ سبز مکتب انبیاء، نوایی که جز از قلبی سرشار از ایمان ،به گوش نمیرسد. او میخواند:
«پروردگارا! من زنی هستم که به تو و به پیامبران و کتب آسمانی ایمان دارم، سخن نیای بزرگم خلیل را تصدیق میکنم ...
به حق کسی که این خانه را بنا کرد و به حق فرزندی که در شکم دارم، ولادت او را بر من آسان فرما. (2)
سه روز درون کعبه بود. هنگامی که از کعبه بیرون آمد، فضیلت خود را بر مریم - مادر عیسی - و آسیه - همسر فرعون - به صراحت اظهار کرد. همان آسیه که در خانه فرعون به موسی ایمان آورد و تا پای جان از ایمان خود دفاع کرد. او با زمزمهای دلنشین، ایمان خود را به خدای موسی و وعدههای آسمانی به جهانیان نشان داد. آسیه، بانوی مومنه، غرق در خون خود در حالی که میخهای آهنین فرعون، بدنش را به زمین دوخته بود، با متانت لب به مناجات باز میکند. قرآن، سخن او را از لا به لای قرنهای گذشته برای ما نقل میکند.
«پروردگارا! برای من نزد خود در بهشت، جایگاهی بنا کن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده.» (3)
فاطمه بنت اسد هم از مریم - برگزیده زنان زمان خویش - و هم از آسیه - قهرمان توحید - برتر است. آری! او شایسته مقام مادری علی بن ابیطالب است که او، هم از عیسی و هم از موسی بلند مرتبهتر است. از صفحات زیبای تاریخ زندگی او، زحماتی است که برای پیامبر کشید، تا جایی که پیامبر خدا او را مادر خویش خواند. پیامبر فرمود:
او به راستی مادرم بود. کودکان خود را گرسنه نگه میداشت و مرا سیر میکرد. آنان را گردآلود رها میکرد و مرا شسته و آراسته میداشت.(4)
آن روز که خبر وفات فاطمه بنت اسد را به رسول خدا دادند، پیامبر به دلیل احترامی که برای او قائل بود، پیراهن خود را کفن این زن فداکار کرد و قبل از این که بدنش را در قبر بگذارند وارد قبر شد، در لحد خوابید و گفت: «امروز مادرم از دنیا رفت.»
فاطمه بنت اسد، پیامبر خدا را بر فرزندان خویش ترجیح میداد. او مادر کسی بود که در تمام عمرش، پیامبر را بر خود ترجیح داد و همواره خود را سپر بلای پیامبر اسلام کرد.
آن روز که خبر وفات فاطمه بنت اسد را به رسول خدا دادند، پیامبر به دلیل احترامی که برای او قائل بود، پیراهن خود را کفن این زن فداکار کرد و قبل از این که بدنش را در قبر بگذارند وارد قبر شد، در لحد خوابید و گفت: «امروز مادرم از دنیا رفت.» (5)
به هنگام دفن، دست به دعا بلند کرد و گفت:
«خدایا! فاطمه را به گفتار ثابت، استوار کن.
پدر، از اوصیای حضرت ابراهیم و آخرین بازمانده دین حنیفیت!
مادر، برترین زن دوران، برگزیده خداوند!
پدر، تمام همّ و غمّش حمایت از برادرزادهاش بود.
مادر، زندگی را در پرستاری از او معنا داد.
و خداوند به این پدر و مادر، فرزندی عطا کرد که بعد از پیامبر اسلام برترین مخلوق خداوند شد و تنها کسی که شایستگی وصایت بلافصل نبی اکرم را پیدا کرد.
پینوشتها:
1- سوره مریم، 6- 25 .
2- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 35، ص 8 .
3- سوره تحریم، آیه 11 .
4- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 6، ص 241 .
5- محدث نوری، وسائل الشیعه، ج3، ص 176 .
منبع:
کتاب از کعبه تا بهشت، داود صفرزاده
اعتکاف، هنگامه طلب و نیاز

اشاره
هرگز نمي توان ارزش همه زمانها را برابر دانست، چنان که نمي توان همه مکانها را برابر شمرد. برخي زمانها و مکانها ارزشي والا دارند. ماه رجب ارزشمند است، ماه سلوک و زدودن زنگارهاي شيطاني از آيينه دل است؛ ماه ولايت و برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است؛ ماه رجب گاهِ اعتکاف است. در اين ماه، که هنگامه تحول است، عاکفان کوي دوست، با حضور در صحن و سراي دوست، پله هاي سوک را پيموده و پله پله به خدا نزديکتر مي شوند. معتکف روزه اش، نمازش، حضورش در مسجد و ديگر اعمالش مايه تقرب است. در خانه دوست، سفره ايي از مغفرت و بخشايش گسترده شده و عاکف با صيقل روح و روان، زنگار گناه از دل مي زدايد و مهياي ضيافت بزرگ در ماه وصال مي گردد. ماهي که عشاق از سفره پرفيض الهي، لقمه هاي راز بر مي چينند و عطر قرآن از ژرفاي دل بار يافتگان، مشام جان را مي نوازد.
تعريف اعتکاف
کلمه اعتکاف از ريشه عکف است. اهل لغت براي اين ريشه، معاني گوناگوني ذکر نموده اند. از جمله: رويکرد به چيزي با توجه و مواظبت، اقبال به چيزي بي آن که روي از آن برگردد، محبوس و متوقف کردن چيزي، اقبال و ملازمت بر چيزي از روي تعظيم و بزرگداشت آن، التزام به يک مکان و اقامت در آن، اقامت، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف.
ماه رجب گاهِ اعتکاف است. در اين ماه، که هنگامه تحول است، عاکفان کوي دوست، با حضور در صحن و سراي دوست، پله هاي سوک را پيموده و پله پله به خدا نزديکتر مي شوند.
مجموع تعاريف بالا را مي توان، در يک تعريف خلاصه کرد: "اعتکاف به معني اقامت گزيددن در جايي است به طوري که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و اين التزام ناشي از اهميت و عظمت آن موضع باشد."
بنابراين آنچه باعث تفاوت ميان اعتکاف و ساير اقامتها مي شود اين است که در اعتکاف، يک نحوه توجه و رويکردي وجود دارد که مانع اشتغال فرد به امور ديگر، غير از آنچه که به او روي کرده مي شود.
اما تعريف اصطلاحي اعتکاف: امام خميني (ره) در تعريف اعتکاف مي گويند: "وَ هُوَ اللَّبَثُ فِي المَسجِدِ بِقَصدِ التَعّبُدِ بِهِ وَ لا يعتَبَرُ فِيه ضَمُّ قَصدِ عِبادَةٍ اُخري خارِجَةً عَنهُ وَ اِن کانَ هُو الاَحوِط؛ اعتکاف، ماندن در مسجد به نيت عبادت است و قصد عبادت ديگر، در آن معتبر نيست. اگر چه احتياط مستحب نيت عبادتي ديگر، در کنار اصل ماندن مي باشد.
ارکان اعتکاف: ارکان عبادت يعني اجزايي که اگر عمداً يا هوا ترک شوند، آن عبادت باطل مي شود. اعتکاف نيز ارکاني دارد که عبارت اند از 1) نيت؛ 2) توقف در مسجد جامع شهر يا مساجد چهار گانه معروف؛ 3 کمتر از سه روز نبودن اعتکاف؛ 4) روزه دار بودن معتکف در ايام اعتکاف. توضيح بيشتر درباره ارکان و ساير شرايط اعتکاف در فصلهاي آينده خواهد آمد.
آداب، احکام و شرايط اعتکاف
در اين فراز نگاهي گذرا به اعمال، احکام، شرايط، محرمات و آداب اعتکاف افکنده ايم.
اعتکاف از عبادات مستحب به شمار مي رود. البته، ممکن است هر عبادت مستحبي، تحت عناوين ديگري، واجب گردد. اعتکاف نيز با داخل شدن تحت يکي از اين عناوين از استحباب خارج شده رنگ وجوب به خود مي گيرد. اگر کسي نذر کند يا با خداي خود عهد و پيمان ببندد که سه روز در مسجد جامع معتکف شوم تحت عنوان وفاي به نذر و عهد، اعتکاف بر او واجب مي گردد.
اعتکاف با شرط در ضمن عقد نيز واجب مي شود به طور مثال اگر خانه خود را به ديگري اجاره دهد و شرط کند که مستأجر سه روز اعتکاف نمايد و همچنين بر اجيري که تعهد کرده در برابر مبلغي، معتکف شود، واجب است که اعتکاف را انجام دهد. همچنين کسي که دو روز اعتکاف را تمام کند اعتکاف روز سوم بر او واجب است.
ادامه مطلب...
انتظار،ستیز است و منتظر،اهل پرهیز.
انتظار، آماده سازی است و منتظر،آماده جانبازی.
انتظار،فریاد است و منتظر،فریادگر عدل و داد.
انتظار،یاری است و منتظر،همچون رود،جاری.
انتظار،راز است و منتظر،در سوز و گداز.
انتظار،قیام است و منتظر،در خط امام.
انتظار،پیکار است و منتظر،همیشه بیدار.
انتظار،عبادت است و منتظر،اهل اطاعت.
انتظار،نوید است و منتظر،در بیم و امید.
انتظار،نور است و منتظر،سرشار از شوق و شور.
انتظار،سفر است و ... ما رهگذریم،شعله وریم،بی یاریم...
در قسمت قبل به معرفي امامزاده هاي استان تهران پرداختيم . اينک در ادامه مي خوانيم ...
بقعه ابن بابويه

اين بنادر گورستان قديمي تهران در شهرري واقع ، و مدفن ابوجعفر محمدبن علي بن حسين ملقب به شيخ صدوق در گذشته به سال 381 هـ . ق است. بناي بقعه شامل بقعه ، حرم ، گنبد و صحن وسيع است که احتمالاً در دوره فتحعلي شاه قاجار به جاي بناي قديمي ساخته شده است. بناي بقعه با طرح هشت ضلعي بر روي صفحه اي هشت ضلعي بنا شده و ورودي آن در سمت شرق قرار دارد. بقعه داراي ايواني با قوس بزرگ رومي و آينه کاري است و در آن کتيبه اي به خط نستعليق شيواي «ميرزا عمو» از خوشنويسان دوره ناصرالدين شاه حاوي آيات قرآن وجود دارد. اِزاره (آن قسمت از ديوار اتاق و يا ايوان که از کف طاقچه تا روي زمين بود ) بقعه با پوشش کاشي و نقش هاي زيبا تزيين شده ؛ در درون صحن بقعه ،مزار بسياري از بزرگان از جمله مرحوم غلامرضا تختي واقع است.
بقعه بي بي شهربانو

در يک و نيم کيلومتري شمال امين آباد و بر فراز صخره اي کوهستاني ، در دامنه جنوبي کوه بي بي شهربانو ، محوطه اي به طول 32 و عرض 22 متر با ديوار سنگي قرار دارد. اين محوطه از سمت شمال به کوه متصل است. در دو ضلع شرقي و غربي آن در گذشته ، تنها ديواري از سنگ و گچ و در وسط ضلع غربي ، مدخلي وجود داشت که بعدها مسدود شد و اکنون تنها آثاري از نماي سنگي بالاي مدخل ، از خارج بنا مشهود است. در جنوب اين محوطه يک ساختمان تاريخي از دوران آبادي شهر ري وجود دارد که نمي تواند از قرن چهارم هجري جديدتر باشد و به احتمال زياد به آثار دوره آل بويه تعلق دارد.
مهم ترين قسمت اين بنا ، ساختمان گوشه جنوب شرقي آن است که گنبد سنگي قديمي آن باقي مانده است. هنگامي که از خارج به بقعه بي بي شهربانو نگاه شود ، علاوه بر گنبد و کاشيکاري عهد قاجاريه که بر فراز حرم ، ساخته شده گنبد سنگي قديمي جلب نظر مي کند.
حرم بي بي شهربانو در وسط بنا و متصل به اتاق باريک و طويلي قرار دارد که ديوارهاي آن به صورت قديم حفظ شده است. بر فراز حرم نيز گنبدي از اوايل قاجاريه ديده مي شود. اتاق سمت غرب حرم ، محل مسجد است که روشنايي آن از طريق سقف تأمين مي شود.
بناي اصلي و قديمي بقعه بي بي شهربانو مشتمل بر يک حياط بزرگ و چهار اتاق در جنوب است. اتاق گوشه جنوب شرقي و اتاق باريک مجاور آن و حرم فعلي بي بي شهربانو هر يک مدخلي به اين حياط داشته است. امروزه قسمتي از فضاي حياط را به رواق صحن زنانه تبديل کرده اند.
در اين بقعه صندوق منبت کاري عتيقه اي وجود دارد که روي اضلاع شمالي و شرقي آن ، تزئينات منبت کاري و کتيبه هاي متعدد به خط ثلث برجسته نقش بسته ؛ روي صندوق تاريخ 888 هـ . ق حک شده است. علاوه بر آن کتيبه هايي نيز روي در ورودي اصلي بقعه که در شرق حرم قرار دارد، به چشم مي خورد.
صاحب مدفن را بي بي شهربانو – دختر يزدگرد سوم و همسر امام حسين ( ع) – مي دانند که از ديد تاريخي قابل قبول به نظر نمي رسد.
ادامه مطلب...
راز بگشا اي علي مرتضي

خاطرهاي از زبان حضرت علي عليه السلام
هم اينك مطلبى مى گويم كه تا به حال به كسى نگفتهام :
يك بار از پيامبر خدا –صلي الله عليه و آله- خواستم تا از خدا برايم طلب مغفرت كند.
فرمود: [بسيار خوب] انجام ميدهم.
سپس برخاست و نماز گزارد، آنگاه دستهايش را به دعا گشود،
و من به دعاى او گوش مى كردم، شنيدم كه گفت:
« پروردگارا! تو را به مقام قرب و منزلت على سوگند مى دهم كه على را مشمول عفو و غفران خود سازى! »
گفتم: اى فرستادهي خدا! اين چه دعايى است؟
فرمود:
« مگر كسى هم گراميتر از تو در پيشگاه الهى هست تا او را شفيع درگاهش نمايم؟ »
* * * * * * *
دوستان خوبم، بياييد ما هم براي امام عزيز و دوستداشتنيمان دعايي بكنيم!
اولين دعا را من خودم ميكنم، شما نيز دعايتان را، پشت پنجرهي نظرات، فرياد بزنيد!
خدايا به حق علي، دل نازنين علي را، به توفيقي كه به ما در پيرويش ميدهي، شاد كن!
متن روايت :
قال على (ع ): و لَاَقولَنَّ مَا لَم اَقُلهُ لِاَحَدٍ قَبلَ هَذَا اليَوم :
سَاَلتُهُ مَرَّةً اَن يَدعُوَ بِالمَغفِرَةِ
فَقَالَ: اَفعَلُ.
ثُم قَامَ فَصَلَّى، فَلَمَّا رَفَعَ يَدَهُ بِالدُعا، اِستَمِعتُ اِلَيهِ
فَاِذَا هُو قَائِلٌ : اَللهُم بِحَقِ عَلىٍ عِندَكَ اِغفِر لِعَلِىٍ !
فَقُلتُ : يَا رَسُولَ اللهِ (ص)! مَا هَذَا الدُعَا؟ فَقَالَ : اَوَ اَحَدٌ اَكرَمُ مِنكَ عَلَيهِ فَاَستَشفِعُ بِهِ اِلَيهِ ؟
راز بگشا اي علي مرتضي

خاطرهاي از زبان حضرت علي عليه السلام
... روزي، پيامبر خدا به من فرمود:
هم اينك شمارى از فرشتگان به ديدارم ميآيند. تو در خانه بايست و از ورود افراد هر كه باشد جلوگيرى كن.
چيزى نگذشت كه عمر آمد. من [به پاس وظيفه] او را به درون خانه راه ندادم . او بازگشت و دوباره آمد و تا سه بار وى را بازگرداندم .
با او گفتم : رسول خدا صلي الله عليه و آله در پرده است و ميزبان شمارى از فرشتگان كه تعداد آنها چنين و چنان است .
سپس [منع برداشته شد و] عمر اجازه ورود يافت .
هنگامى كه خدمت آن حضرت رسيد عرض كرد: اى رسول خدا من چند نوبت آمدهام و على هر بار مرا برگردانده و گفته است: رسول خدا ملاقات ندارد و خود پذيراى دستههايى از فرشتگان است ، كه تعداد آنها چنين و چنان است!
اى رسول خدا [پرسش من اين است كه] على از چه راهى به تعداد و شماره آنها آگاهى يافته ، آيا ايشان را با چشم ديده است؟
حضرت [به من] فرمود: على! او درست مى گويد، تو از كجا تعداد و شماره آنها را دانستى؟
گفتم : از سلامها و تحيتهاى پى در پى آنها كه مىشنيدم ، شماره آنها را دانستم.
فرمود: راست گفتى [آنها همين تعداد بودهاند]
سپس به من فرمود: تو يك شباهتى با برادرم عيسى دارى ...
[و عمر مى شنيد] و وقتى كه خواست از منزل خارج شود، [ناباورانه با كنايه] گفت:
او را به فرزند مريم [عيسى] مثل مى زند! [و با او برابر مى كند... ]
متن روايت :
قال على عليه السلام: نشدتكم بالله هل فيكم احد قال له رسول الله صلي الله عليه و آله: احتفظ الباب فان زوارا من الملائكه يزوروننى فلا تاذن لاحد.
فجاء عمر فرددته ثلاث مرات و اخبرته ان رسول الله صلي الله عليه و آله محتجب و عنده زوار من الملائكه و عدتهم كذا و كذا، ثم اذنت له فدخل فقال : يا رسول الله انى جئت غير مره كل ذلك يردنى على و يقول : ان رسول الله محتجب و عنده زوار من الملائكه و عدتهم كذا و كذا فكيف علم بالعده ؟ اعاينهم ؟! فقال له : يا على ! قد صدق ، كيف علمت بعدتهم ؟
فقلت : اختلفت على التحيات فسمعت الاصوات فاحصيت العدد.
قال : صدقت فان فيك شبها من اخى عيسى ، فخرج عمر و هو يقول : ضربه لابن مريم مثلا...! (1)
راز بگشا اي علي مرتضي
خاطرهاي از زبان امير مؤمنان، علي عليه السلام
پيامبر هم ضامن آهو بوده
[اكنون به من گوش كنيد تا خاطرهاي از حبيبم، پيامبر خدا برايتان نقل كنم]
روزي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از جايى مىگذشت در بين راه گذارش بر ماده آهويى افتاد كه در خيمه و خرگاهى بسته شده بود.
آن حيوان به قدرت خدا زبان بگشود و با پيامبر گرامى سخن گفت و به آن حضرت عرض كرد:
اى فرستاده خدا! من مادر دو آهو بچهام كه اينك هر دو، گرسنه و تشنهاند و پستانهايم از شير آكنده، از شما تقاضا دارم (هر چند) ساعتى مرا رها سازيد تا پس از شير دادن آنها بازگردم و دوباره در همينجا به بند نشينم .
رسول خدا (كه درود خداوند برو و خاندانش باد ) فرمود: چگونه اين كار ممكن است، در حالى كه تو صيد و شكار مردم و اسير و دربند هستى؟
آهو گفت : اگر رهايم كنيد (به زودى) باز آيم و شما خود مرا در بند كنيد.
پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) پس از آنكه از حيوان تعهد گرفت، رهايش ساخت.
چيزى نگذشت كه آهو بازگشت اما پستانش از شير تهى گشته بود.

پيامبر اكرم حيوان را در همان مكان بست و سپس پرسيد: اين آهو شكار كيست؟
گفتند: صياد و مالك آن ، شخصى از تيره عرب است.
رسول خدا (بى درنگ) رهسپار آن قبيله شد. و به منظور رهايى حيوان، قصد خريدن آهو را كرد و در اين خصوص با صياد سخن گفت ، اما صياد گفت:
اى فرستاده خدا! پدر و مادرم فداى شما، اين حيوان را از همين جا رها ساختم.
آنگاه پيامبر خدا (كه درود خداوند برو و خاندانش باد) به جمع حاضر روى كردند و فرمودند:
اگر چارپايان نيز به ميزان شما از مرگ (و سختيهاى پس از آن ) خبر داشتند، هرگز از آنها، گوشت فربهى نمى خورديد.

متن روايت :
عَن عَلِى قالَ : مَرَّ رَسولُ اللهِ (ص ) بِظَبِيةٍ مَربُوطَةٍ بطَنَبِ فُسطَاطٍ، فَلَمَّا رَاَتْ رَسولَ اللهِ (ص) اَطلَقَ اللهُ عَزّ وَ جَلّ لَها مِن لِسانِها فَكَلَّمَتهُ
فَقالَتْ :يَا رَسولَ اللهِ! اِنِّى اُمُّ خَشَفَينِ عَطشانَينِ وَ هَذَا ضَرعى قَد اِمتَلَأَ لَبَناً فَخَلِّنِى حَتَى انطَلِقُ فَارضِعهَا ثُمَّ اَعُودُ فَتَربِطنِى كَما كُنتُ .
فَقالَ لَهَا رَسولُ اللهِ (ص): كَيفَ وَ اَنتَ رَبيطَةُ قَومٍ وَ صَيدُهُم؟
قَالَتْ: بَلَى يَا رَسولَ اللهِ! اَنَا اَجِىءُ فَتَربِطنِى اَنتَ بِيَدِكَ كَمَا كُنتُ.
فَاَخَذَ عَلَيهَا مُوثَقاً مِنَ اللهِ لِتَعُودَنَّ وَ خَلَى سَبيلَهَا فَلَمْ تَلبِثُ اِلّا يَسيِراً حَتي رَجَعَت قَد فَرَغَت مَا فِى ضَرعِها. فَرَبَطَها نَبىُّ اللهِ كَما كَانَتْ .
ثُمَ سَاَلَ : لِمَن هَذا الصَيدُ؟
قَالَوا: يَا رَسولَ اللهِ (ص )! هَذِهِ لِبَنِى فُلانٍ.
فَاَتَاهُم النَبِىُ - وَ كانَ الذِى اقتَضَهَا مِنهُم مُنافِقاً فَرَجَعَ عَن نِفَاقِهِ وَ حَسُنَ اِسلامُهُ - فَكَلَّمَهُ النَبِىِّ لِيَشتَرِيَهَا مِنهُ.
قَالَ : بَل اُخَلِّى سَبِيلَهَا، فِداكَ اَبِى وَ اُمِى يَا نَبِىَ اللهِ .
فَقَالَ رَسوُلُ اللهِ : لَو اَنَّ البَهائِمُ يَعلَمُونَ مِنَ المَوتِ مَا تَعلَمُونَ اَنتُم، مَا اَكَلتُم مِنهَا سَمِيناً 1

سیزده رجب بود.
خورشید آرام آرام خود را از پشت کوه ابو قبیس بالا کشید.
نور کم فروغ خویش را روانه مکه، زیستگاه دیرین مردان خدا کرد.
کوچهها شلوغتر از هر روز به نظر میرسید.
اطراف کعبه ازدحام چشمگیری بود.
خورشید باز هم بالاتر آمد. اینک تکاپو و رفت و آمد غیر معمول مکه، کاملا جلب نظر میکرد. هر کس از خانه خارج میشد، یک راست به طرف کعبه میرفت.
اطراف مکه لحظه به لحظه شلوغتر میشد.
این همه مردم، صبح اول وقت، به یقین برای طواف از خانه خارج نشدهاند.
عدهای رنگ به چهره نداشتند.
تعدادی از زنان بنیهاشم، هراسان به کعبه مینگریستند. چند نفر به طرف در ورودی کعبه رفتند.
خدمتگزاران مسجدالاحرام از این در وارد کعبه میشدند و خانه را نظافت میکردند.
تلاششان برای ورود به کعبه بینتیجه ماند.
یکی گفت: سه روز است که تلاش میکنیم این در را باز کنیم.
مردی گفت: تا به حال نه چنین چیزی دیده و نه شنیدهام.
شما را به خدا به این شکاف نگاه کنید!
دیوار شکاف خورده!
از هم باز شده!
یکی را در خود جای داده!
بعد هم دوباره بسته شده!
جوانی با صدای بلند فریاد کشید.این کعبه است.
خانه خداست.
معمار آن آدم صفی و ابراهیم خلیل بوده.
آجرهایش با دستان اسماعیل ذبیح آشناست.
زمینش بدن انبیای بزرگ خدا را، در آغوش گرفته.
چگونه میشود سه روز، زن بارداری را در خود جای دهد؟
پیرمرد گفت:
من و دوستانم با چشمان خود دیدیم! ما چند نفر کنار کعبه حرف میزدیم، فاطمه بنت اسد وارد شد. به سختی راه میرفت. از درد به خود میپیچید. مقابل کعبه ایستاد، دستهایش رو به آسمان بود و مناجات میکرد.
نزدیک شدم ببینم با این حال زار برای چه اینجا آمده؟

با خدا چه کار دارد؟ شنیدم میگفت:
پروردگارا!
من به تو و به هر پیامبری که فرستادی، ایمان آوردهام.
هر کتابی که نازل کردی باور دارم.
گفتههای جدم ابراهیم علیه السلام را تصدیق میکنم.
پیرمرد توضیح داد: میدانید که فاطمه بنت اسد، از نوادگان اسماعیل است.
بعد گفت: از تو میخواهم که به حق خانهات و به حق فرزندی که همراه دارم.
- او که با من سخن میگوید و مونس من است و یقین دارم یکی از آیات عظمت توست - ولادت او را بر من آسان کنی.
تا این سخنان از دهان او خارج شد ناگهان دیوار کعبه شکاف برداشت! شکاف کاملاً باز شد.
به حدی که یک نفر بتواند به راحتی از آن رد شود. بعد هم او وارد شد و لبههای شکاف به هم رسید. اینک سه روز است داخل کعبه است. (1)
در همین گیر و دار چشمها به طرفی برگشت. مردی با چهرهای جذاب وارد مسجدالحرام شد. لبخند دل نشینی بر لب داشت.
از همان دور که میآمد، به شکاف کعبه خیره شده بود؛ همان جایی که سه روز قبل باز شده بود و زن بارداری را در آغوش گرفته بود.
جمعیت اطراف کعبه افزوده شده بود و همگی متوجه مرد تازه وارد بودند او کیست؟ ابوطالب است! همسر فاطمه بنت اسد، که اینک در کعبه است.
ابوطالب در مکه از احترام فراوانی برخوردار بود و بزرگ خانه خدا محسوب میشد. در کارهای مهم، حرف، همیشه حرف او بود. پدرش عبدالمطلب نیز این گونه بود؛ همان که در داستان ابرهه و اصحاب فیل، شایستگی فراوانی از خود نشان داد.
ابوطالب نزدیک شد. مردم به احترام او کمی عقب ایستادند. کسانی که در اطراف نشسته بودند تمام قامت ایستادند. نزدیک شد و تا نزدیکی شکاف رفت. خدای بزرگ! این فرزند کیست که خانه خدا این گونه پذیرای مام اوست؟
پینوشت:
1- یکی از فضائل امیرالمومنین، تولد آن حضرت در خانه خداست. به این صورت که: ... سلام بر تو ای دریای علوم، سلام بر تو که در کعبه به دنیا آمدی و ... . (بحار الانوار، ج 97، ص373)
منبع:
برگرفته از کتاب"از کعبه تا بهشت"نوشته داود صفرزاده

گفتار چهارم: تحليل دیدگاه عدم امکان ارتباط و ديدار امام زمان عجل الله فرجه
قسمت دوم
• روایاتی که بر ناشناخته بودن حضرت، در میان مردم، دلالت می کنند
• روایاتی که دلالت می کنند، امام(ع) در مراسم حج دیده نمی شود
• روایاتی که دلالت دارند بر امتحان شیعه در دوران غیبت
آنچه گذشت:
در قسمت نخست اين گفتار چنين آمد كه گروهی از بزرگان شیعه، بر این باورند که در زمان غیبت کبری، امکان ارتباط با امام زمان(ع) برای شیعیان وجود ندارد و برابر دستور حضرت، مدعی دیدار را باید تکذیب کرد.
و نيز بيان گرديد كه روایاتی که بر دیدگاه نخست دلالت می کنند، بسیارند که در چهار دستهي:
1. توقیع آن حضرت به علی بن محمد سمری.
2. روایاتی که بر ناشناخته بودن حضرت، در میان مردم، دلالت می کنند.
3. روایاتی که دلالت می کنند، امام(ع) در مراسم حج دیده نمی شود.
4. روایاتی که دلالت دارند بر امتحان شیعه در دوران غیبت.
كه به بررسي دسته اول آن پرداخته شد و اكنون به تحليل سه دستهي ديگر ميپردازيم:
• ناشناخته بودن حضرت
بخشی از روایات، تصریح دارند که حضرت در میان مردم است و آنان را می بیند و می شناسد، ولی مردم آن حضرت را نمی شناسند و به طور مطلق نفی رؤیت می کنند، از جمله:
* امام صادق از حضرت امیر(ع) نقل می کند:
«ولو خلت الارض ساعة واحدة من حجة الله لساخت باهلها و لکن الحجة یعرف الناس و لا یعرفونه کما کان یوسف یعرف الناس و هم له منکرون(26).»
و اگر زمین، یک ساعت از حجت خالی باشد، ساکنان خود را فرو خواهد برد. حجت، مردم را می شناسد، لیکن مردم او را نمی شناسند، همان گونه که یوسف، مردم را می شناخت و آنان، او را نمی شناختند.
از این روایت، استفاده می شود که حضرت، بسان دیگر انسانها، در بین مردم زندگی می کند، او را می بینند نمی شناسند، ولی آن حضرت، مردم را می شناسد، همچون یوسف(ع).
* امیرالمؤمنین(ع) می فرماید:
«ان حجتها علیها قائمة ماشیةٌ في طرقها، داخلة فی دورها و قصورها جوالةٌ في شرق هذه الارض و غربها تسمع الکلام و تسلم علی الجماعة تری و لا تری الی الوقت و الوعد و نداء المنادی من السماء ألا ذلک یوم فیه سرور ولد علي و شیعته(27).»
حجت حق بر زمین استوار است. در جاده ها حرکت می کند، در خانه ها و قصرها وارد می شود و در شرق و غرب زمین به گردش می پردازد، سخن مردم را می شنود و بر جماعت مردم سلام می کند. می بیند و دیده نمی شود، تا زمان ظهور و وعده الهی و ندای آسمانی. هان! آن روز، روز شادی فرزندان علی و شیعیان اوست.
نعمانی در کتاب غیبت، پس از نقل روایات در تحلیل آن می نویسد:
«پس مثال زد برای آنان درباره ی یوسف که امام(عج) موجود است، جز این که در این زمان، می بیند و دیده نمی شود، آن گونه که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: تا روز ظهور و وعده الهی و زمانی که ندا از آسمان برآید(28).»
* امام صادق(ع) درباره ی آن حضرت می فرماید:
«فما تنکر هذه الامة ان یکون الله یفعل ما فعل بیوسف و ان یکون صاحبکم المظلوم المجحود حقه صاحب هذا الامر یترد بینهم و یمشی فی اسواقهم و یطأ فرشهم و لا یعرفونه حتی بیأذن الله له ان یعرفهم نفسه کما اذن لیوسف حین قال له اخوته «أإنک لانت یوسف؟ قالک انا یوسف(29).»
پس چگونه انکار می کند این امت که خدا با حجت خود، آن گونه عمل کند که با یوسف انجام داد و صاحب شما مظلومی است که از حقش بازداشته شده صاحب حکومت، در بین مردم رفت و آمد می کند و در بازارهای آنان گام می نهد و در منزلهای آنان قدم می گذارد، ولی او را نمی شناسند، تا زمانی که خداوند به او اجازه دهد که خود را به آنان بشناساند، آن گونه که به یوسف اجازه داد که در پاسخ برادرش که از او پرسید: آیا تو یوسفی؟ بگوید، بله من یوسفم.
* از امام رضا(ع) درباره ی قائم سؤال می شود، حضرت پاسخ می دهد:
«لا یری جسمه و لا یسمی باسمه(30).»
حضرت دیده نمی شود و نام وی برده نمی شود.
* امام حسن عسکری(ع) می فرماید:
«انکم لا ترون شخصه و لا یحلّ لکم ذکره باسمه(31).»
شما شخص او را نمی بینید و روا نیست که او را با نامش یاد کنید.
ادامه مطلب...
به بهانهي عروج آيت حق و حق شناسي

نگاهي به زندگي آيت الله حق شناس
با عرض تسليت به حضور كاربران محترم گل نرجس به مناسبت رحلت اين دانشمند بزرگ علم و ايمان، گوشهاي از زندگينامهي آن بزرگوار را برايتان ميآوريم.
گلشن تاريخ پر افتخار ايران اسلامي همواره حضور صاحبدلان آگاه و دانشوران پاك نهاد را به خود ديده و از گستره آسمان علم و عرفان آنان استفاده كرده است.
آيت الله عبدالكريم حقشناس از زمرهي اين فرهيختگان است كه در ساليان دور در تهران چشم به جهان گشود و زندگي پرفراز و نشيبي را در راه درك و تبليغ آموزههاي ديني آغاز كرد.
وي با هوش سرشار و استعداد فراوان خود در حوزه علميه تهران با بهرهمندي از محضر اساتيد بزرگي همچون آيتالله مير سيد علي حايري، ميرزا طاهر تنكابني و آيتالله محمد حسين زاهد در اندك زماني پلههاي رشد را پشت سر گذاشت و با شوق فراوان از زلال معارف عرفاني آيتالله شاهآبادي بهره برد.
پس از چندي اين عالم فرزانه به شهر علم و ايمان، قم رهسپار شد و در راه رسيدن به درجه اجتهاد از دروس پربار آيتالله سيد محمد حجت، حضرت آيتالله بروجردي و آيتالله سيد محمد تقي خوانساري و درس فلسفه امام خميني (ره) بهرههاي فراوان گرفت و موفق به دريافت اجازه اجتهاد از اساتيد گرانقدري مانند حضرات آيات سيد ابوالقاسم موسوي خوئي، سيد محمد حجت كوه كمرهاي، محمد علي شاهآبادي، سيد احمد زنجاني، شيخ ابوالقاسم اصفهاني، شيخ عبدالنبي عراقي، سيد محمد حسين بروجردي، سيد محمد تقي خوانساري شد.

آيتالله حق شناس پس از دريافت اجازه اجتهاد به پيشنهاد حضرت آيتالله بروجردي به تهران هجرت كرد تا جوانان تشنه علم و معرفت اين ديار را از چشمهسار زلال معارف الاهي سيراب كند.
وي در تهران تدريس علوم مختلف نقلي و عقلي را سرمشق خود قرار داد و سالها در مدرسه سپهسالار قديم، وظيفه عمل به وقفنامه آن را به عهده گرفت.
طلاب مدرسه فيلسوف الدوله و نمازگزاران مسجد امين الدوله تهران سالها از درس اخلاق عملي اين عالم فرزانه بهرهمند شدند.
مدرسه علميه اين عالم فرزانه هماكنون پذيراي جوانان پاك و جويندگان راستين معرفت است.
برگرفته از : خبرگزاري رسا

عبدالله بن عباس حكايت كند:
شخصى به محضر امام على صلوات الله عليه وارد شد و پيرامون انواع مخلوقات از آن حضرت سؤال كرد؟
امام در پاسخ چنين فرمود: خداوند يك هزار و دويست نوع مخلوق در عمق درياها و اقيانوسها؛ و به همان مقدار نيز انواع مختلفى از مخلوقات بر روى زمين آفريده است.
سپس افزود: و تمامى انسانها جز طائفه يأجوج و مأجوج همه از نسل حضرت آدم عليه السلام هستند، كه البته به هفتاد شكل و رنگ آفريده شدهاند.
منبع: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=43755
امتیازات امیرالمومنین علی علیه السلام

اول نوبت یک هاست!
یا علی! تو نخستین کسی هستی که به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تنها کسی که با او در غار حراء همراه بود.
یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که در کعبه به دنیا آمد.
یا علی! در میان صحابه تنها تویی که خدا نامت را برگزید.
یا علی! تو نخستین کسی هستی که با پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواندی.
یا علی! تو نخستین کسی هستی که بر پیکر پاک پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواندی.
یا علی! در میان صحابه تو تنها کسی هستی که لحظهای به خدا شرک نورزید.
یا علی! تنها تویی که در خانه کعبه، پا بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله گذارد و بتها را شکست.
یا علی! تو نخستین جانشین و وصی بعد از پیامبر هستی.
یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که قرآن را زیر نظر پیامبر صلی الله علیه و آله به ترتیب نزول و با تمام مشخصات جمع آوری نمود.
یا علی! تنها تو اگر نبودی، در سراسر جهان هستی هم شأنی برای زهرای اطهر نبود.
یا علی! تنها تویی که خدا در کتابش پسرانت را، پسران رسول خدا صلی الله علیه و آله خواند.
یا علی! تنها تو را، پیامبر صلی الله علیه و آله به برادری خویش برگزید.
یا علی! تو تنها کسی هستی که هیچ گاه از جنگ نگریخت و هیچ کس به جنگ با تو پیشقدم نشد، جز آن که به هلاکت رسید.
یا علی! تو تنها کسی هستی که زرهات پشت نداشت.
یا علی! تو تنها کسی هستی که در تمام جنگهای پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت داشتی جز تبوک، و تو ماندی تا از فتنه منافقان جلوگیری نمایی؛ سپاه اسلام نیز بدون برخورد از تبوک بازگشت.
یا علی! تنها تو، درِ قلعه خیبر را از جا بر کندی؛ در حالی که عده زیادی از مردان، توان جابجا کردن آن را نداشتند.
یا علی! تنها تویی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از 120000 نفر، بر پیشواییت، اقرار و بیعت گرفت و همگان به نام امیرالمؤمنین بر تو سلام کرده، تبریک گفتند.
یا علی! تو تنها کسی هستی که نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق او ادامه یافت.
یا علی! تنها تویی که محبتت، سرفصل کارنامه مؤمنان قرار میگیرد.
یا علی! تنها تویی که در مورد قاتلت سفارش کردی: خوراکش را خوب و بسترش را نرم کنید، از غذای من به او بخورانید و از آن چه مینوشم به او بنوشانید.
یکهای تو تمام نشدنی است!

حالا فقط چند تا از دوها!
یا علی! تو آنی که جز دو کس: خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله تو را نشناخت.
یا علی! تو و پیامبر صلی الله علیه و آله دو پدر امت هستید.
یا علی! هنگامی که بین دو کار قرار میگرفتی، سختترین آن دو را بر میگزیدی.
یا علی! تو پدر دو سرور جوانان بهشتی.
یا علی! تو یکی از آن دو امانت گرانبهایی هستی که پیامبر صلی الله علیه و آله در بین امت بر جای نهاد، تا به وسیله آن از گمراهی نجات یابند.
یا علی! درِ خانه تو و رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها دو دری بودند که به مسجد باز میشدند؛ در حالی که سایر درها اجازه باز بودن نیافتند.
یا علی! تو همانی که ضربت شمشیرت در جنگ خندق، برتر از عبادت دو گروه انس و جن شمرده شد.
یا علی! تو را جمع اضداد خواندهاند؛ جنگاوری و مهرورزی، سخاوت و قناعت، عبادت و سیاست، زهد و تلاش ... آیا پایانی برای این شمارش هست؟
دوهایت هم بی انتهاست!
حالا فقط سه تا از سهها!
یا علی! تو در سه سالگی به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله منتقل شدی و سومین نفر آن خانه بودی.
یا علی! تو و اهل خانهات بزرگوارانی هستید که سه روز متوالی، با گرسنگی روزه گرفته، افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدید.
یا علی! پیامبر فرمود: سه چیز به تو عطا گردیده که به من داده نشده، پدر همسریی چون من، همسری چون فاطمه و فرزندانی چون حسن و حسین علیهم السلام .
مختصری از زندگی امام علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام بنابر مشهور، روز سيزدهم ماه رجب، سى سال بعد از عام الفيل، در شهر مكه معظّمه، در ميان كعبه الهى ديده به جهان گشود و با نور طلعتش، جهانى تاريك را روشنائى بخشيد.
در اولين مرحلهاى كه حضرت رسول صلوات الله عليه، قنداقه اين نوزاد مبارك را از مادرش تحويل گرفت، نوزاد با زبان فصيح خواند:
"بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤمِنُونَ الَّذينَ فى صَلوتِهِمْ خاشِعُونَ..." (سوره مؤمنون/ آيه 1) ؛ به نام خداوندى كه بخشنده و مهربان است، همانا آن مؤمنينى كه در هنگام به جا آوردن نماز، خاشع باشند؛ رستگار و سعادتمند خواهند بود.
حضرت محمّد صلّى الله عليه و آله در مقابل، به او فرمود: يا على! بدان كه مؤمنين به وسيله تو رستگار خواهند شد.
نام: على (نام آن حضرت به عنوان علىّ مرتضى به ترتيب حروف أبجد: 110، 1450 مىباشد.) " سَلام اللهِ عليهِ يَوم وُلِدَ، وَ يَوم استُشهدَ و يَوم يُبعثُ حيّا. "
كنيه: ابوتراب، ابو الائمّه، ابوالحسن و ... .
لقب: اميرالمؤمنين، يعسوب الدّين، يعسوب المؤمنين، قائد الغرُّ المحجَّلين، امام المتّقين، سيّد الاوصياء، اسدالله، مرتضى، حيدر، أَنزع، قَضْم، وصىّ، ولىّ و ... .
پدر: عمران عبدمناف معروف به ابوطالب.
مادر: فاطمه بنت اسد، نوه هاشم، اولين زن هاشميهاى كه با مرد هاشمى، ابوطالب ازدواج كرد؛ و چون در پرورش حضرت رسول دخالت داشت، حضرت او را به عنوان مادر خطاب مىنمود.
نسبت امام على بن ابى طالب، با سى واسطه همانند رسول گرامى اسلام، به حضرت آدم صلوات الله عليهم مىرسد.
نقش انگشتر: حضرت داراى چهار انگشتر بوده است، كه بر هر كدام نقش مخصوصى حكّ شده بود.
دربان آن حضرت را سلمان فارسى و قنبر نام بردهاند.
اولين كسى كه به نبوت حضرت رسول صلی الله عليه و آله آورد، على عليه السلام بود، كه در سن هفت سالگى با آن حضرت نماز جماعت خواند.
آن بزرگوار در تمام جنگهاى زمان حضرت رسول غير از جنگ تبوك، مشاركت داشت و بيشترين پيروزىها به دست برومند و تواناى آن حضرت نصيب اسلام و مسلمين گرديد.
طبق نقل ابن عساكر: جنگ بدر توسط امام على عليه السلام در سن 20 سالگى به نفع اسلام و مسلمين به پايان رسيد و نيز مكه توسط حضرتش در سن 28 سالگى فتح گرديد.
پس از رحلت حضرت رسول صلّى الله عليه و آله جنگهائى بر عليه اسلام و بر عليه آن حضرت توسط منافقين و مخالفين به وقوع پيوست، كه مهمترين آنها سه جنگ به نامهاى: جمل، صفّين و نهروان مىباشد.
جنگ جمل در ماه جمادی الثّانى، سال 36 هجرى قمرى، با ناكثين، به سركردگى عايشه، طلحه و زبير، اتفاق افتاد. [مطابق با آذر ماه، سال 35 شمسى.]جنگ صفين در ماه ذى الحجه، سال 36 هجرى قمرى، با مارقين، به سركردگى معاويه، رخ داد. [مطابق با خرداد ماه، سال 36 شمسى.]
جنگ نهروان در سال 38 هجرى قمرى [مطابق با ارديبهشت ماه، سال 37 شمسى.]، با قاسطين، به سركردگى خوارج واقع شد؛ و ايشان حدود چهل هزار نفر بودند، كه با نصايح حضرت دوازده هزار نفر آنها توبه كردند و فقط 9 نفرشان از معركه گريختند؛ و مابقى كشته شدند و از مسلمين نيز تعداد 9 نفر شهيد گشت.
و به طور كلى آن حضرت هفتاد و دو مرحله جنگ و مبارزه با مخالفان و دشمنان داشته است. [آمار مذكور طبق جمع بندى صاحب كتاب ارشاد القلوب ديلمى، صفحه 219 مىباشد.]
حضرت در مناسبتهاى مكرّر و مختلف، توسط پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله به عنوان اولين جانشين و خليفه تعيين و معرفى گرديد.

و در نهايت، پس از حجّة الوداع، روز هيجدهم ذى الحجّة، سال نهم قمرى [مطابق با دهم فروردين ماه، سال دهم شمسى.]، حضرت در محلى به نام غدير خم بين مكه و مدينه به طور رسمى مطرح و منصوب به ولايت و خلافت شد.
ولى به علتهایى، خلافت ظاهرى به دست ديگران افتاد، تا آن كه در سال 35 هجرى، پس از قتل عثمان مردم با حضرت على عليه السلام بيعت كردند و اين بيعت پنج سال به طول انجاميد.
امام على عليه السلام در تمام دوران عمر پر بركتش، بر جميع علوم و فنون ظاهرى و باطنى آشنا و مسلط بود.
معجزات و كرامات بى شمارى از آن امام مظلوم، "چه در زمان حيات و چه پس از آن" واقع و صادر گرديد، كه اكثر دانشمندان شيعه و سنى و بلكه دانشمندان ديگر مذاهب در كتابهاى مختلف خود ذكر كردهاند.
آن حضرت در اجراى حقّ و عدالت و قانون، و طرفدارى و حمايت از مظلومان و محرومان، همچنين مبارزه با بى عدالتى و برخورد با ظالمان و چپاولگران، قاطع و سختگير بود.و احاديث بسيارى در شأن و عظمت آن امام مظلوم وارد شده است.
در مدت عمر شريف حضرت بين محدّثين و مورّخين اختلاف است؛ ولى مشهور 63 سال گفتهاند، كه 33 سال همزمان با پيغمبر اسلام صلّى الله عليه و آله 10 سال قبل از بعثت، 13 سال در مكه و 10 سال در مدينه بود و سى سال هم پس از رحلت آن حضرت با تحمل سختىها و مصائب جانكاه به سر برد.
مدت امامت و خلافت واقعى آن امام عليه السلام، كه بلافاصله پس از رحلت حضرت رسول صلّى الله عليه و آله شروع شد، سى سال به طول انجاميد؛ و خلافت ظاهرى و واقعى كه پس از قتل عثمان شروع گرديد، تنها پنج سال بوده است.
در تعداد فرزندان آن حضرت نيز بين محدّثين و مورّخين اختلاف است، ليكن سيّد محسن امين [ أعيان الشيعه: ج 1، ص 327. ] تعداد اولاد امام على عليه السلام را 33 نفر پسر و دختر نام برده است.
شهادت و محلّ دفن: حضرت در سال چهلّم هجرى [مطابق با يازدهم بهمن ماه، سال 39 شمسى]، صبح جمعه، نوزدهم ماه رمضان، در محراب عبادتِ مسجد كوفه كه يكى از چهار مسجد معروف و عظيم القدر است توسّط عبدالرّحمن بن ملجم مرادى؛ و ترغيب زنى به نام قطّامه، به وسيله شمشير زهراگين ترور شد؛ و شب 21 همان ماه به فيض عُظْماى شهادت نايل گرديد.
ميسّر نگردد به كَس اين سعادت به كعبه ولادت، به مسجد شهادت
به كعبه ولادت، به مسجد شهادت به كعبه ولادت، به مسجد شهادت
و پيكر مطهّر و مقدس آن حضرت در نجف اشرف، كنار حضرت آدم و نوح عليهم السلام دفن گرديد؛ و قبر آن حضرت توسط حضرت نوح عليه السلام تهيه و آماده شده بود.
نماز آن حضرت چهار ركعت است: در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، پنجاه مرتبه سوره توحيد خوانده مىشود.
و بعد از سلام نماز، تسبيح حضرت فاطمه زهراء سلام الله عليها، گفته مىشود و سپس خواستههاى مشروع خود را از درگاه خداوند سبحان تقاضا نمايد.
منابع:
ناسخ التّواريخ، دلائل الامامة طبرى، مناقب ابن شهر آشوب، بحارالانوار، إحقاق الحقّ، كشف الغمّة، إعلام الورى طبرسى، انساب الاشراف، عيون المعجزات شيخ حسين عبد الوهّاب، تهذيب الاحكام شيخ طوسى، مجموعه نفيسه، تاريخ اهل البيت، تذكرة الخواصّ، الفصول المهمّة و ... .]
جمال پــریســا نـــداری؛ کـــه داری
نــگاهــی فریبــا نـداری؛ کـه داری
ربـــودی دل مـــردمــان را بـه مهرت
به چشمان دل جا نداری؛ که داری
خدا از تو بر خویشتن آفـریـن گـفـت
بـــه دل عشق او نـداری؛ کــه داری
بــنـازم بــنـازم بــه خـلـق عــظیـمت
سـرایی بـه دل هـا نداری؛ که داری
تـــــو آیـنـه بـا صــفــای خـــدایـــــی
ســراپـا تـمـــاشـا نـداری؛ کـه داری
بـــه آن سینــه مـهربـانـت هـمیشه
خـــدا را تـمـنــا نــــداری؛ کـــه داری
رســول گــلی در گـلستـان دل هــا
رخــی پـاک و زیبــا نـداری؛ که داری
بــه هـنـگام مــیلادت از بـهتـرین گـل
لطافـت ســـراپــا نــداری؛ کــه داری
نفس های تـــــو زنده سازد جهان را
دم گــــرم و گـیـــرا نــداری؛ که داری
کلامت چو قرآن همه دلنشین است
بیـــانــات شیـوا نـــداری؛ کــــه داری
گــل بــاور مــا ز تــــو شــد شـکـوفـا
تو باغی شکوفـا نـــداری؛ کـــه داری
شعری عامیانه از کاظم جیرودی
در دل هر عاشق دل سوخته موج رهایی صدا می کند
یا زهرا،یا زهرا(س)

در روز امام زمان دعا برای فرج آقا یادتون نره!





























مجموعه تصویری داستانهای شگفت (ویژه موبایل) برگرفته از کتاب ارزشمند آیت الله دستعیب
