السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی
به امید آن روز که آید و گوید انا المهدی
والسؤالِ يا عالِماً بما في صُدورِ العالَمين صَلّ على محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرين. در حریم سبز محمد صلوات بر محمد مهدويت از منظر امام باقر(ع)
مقدّمه
سخن گفتن از وجود مقدّس امام زمان عليه السلام كاري است دشوار. اما هركسي به فراخور استعداد و شايستگي اش نسبت به آن حضرت اظهار علاقه نموده و ابراز عشق مي كند. چرا كه هر انساني فطرتاً تشنه عدالت و سعادت و كمال است و همه آن را در وجود شخصيتي والا و از قبيله نيكان مي داند و انتظار روزي را مي كشند كه آن منجي عالم بشريت، ظهور كرده و عطر دل انگيز عدالت و معنويت را در فضاي غم زده و ستم ديده دنياي امروزي بپراكند.
آري، انتظار فرج گرچه در ظاهر تعلّق به شيعيان دارد، اما در عالم واقع هركس به نوعي و به هر زباني موضوع انتظار قدوم آن موعود آسماني را در صفحه دل خود دارد. مردماني كه از نابرابري، تبعيض و زورگوئي و حق كشي ها به جان آمده اند و به دنبال انيس تنهائي و مرهم گذار دردهاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي مي گردند تا در پرتو حكومت وي نَفَسي تازه كرده و آرامشي را در زندگي احساس كرده و طعم شيرين عدالت و اخلاق و انسانيت به معناي واقعي را بچشند. زبانحال تمام تشنگان حكومت مهدوي، همنوا با نغمه هاي دلنشين فيض كاشاني چنين است: "ان سیدنا المهدی لما خاف من اعدائه فر الی عالم الهوقلیا و سیعود فی جسد من یشا." عالم هورقلیا ساخته و بافته خود اوست. حضرت در چاه سامرا هم نیست. من با این مزخرفاتی که آخوندهای سنی نوشته اند از جنبه علمی مخالفم. آنها از جنبه سیاست و استراتژیکی برادران ما هستند، خون و جان و مال و عرض و ناموسشان محفوظ است. آنها برادران ما هستند و ما پشتیبان آنها هستیم، اما از نظر عقیده با آنها فرق داریم و عقیده آنها را مهمل می دانیم. باید وحدت استراتژیکی از وحدت عقیده تفکیک شود. اینکه آخوندهای سنی نوشته اند که شیعیان معتقد هستند که امام زمانشان در چاه است یک دروغ و تهمت و افترای محض است. کدام آخوند شیعه ولو یک آخوند دهاتی در کدام کتاب پوسیده ای چنین مطلبی نوشته است؟! سنی ها نوشته اند: شیعیان روزهای جمعه اسبی را زین می کنند و کنار چاه می آورند و می گویند"آهای صاحب!بیا سوار شو" سنی ها در کتابهایشان این مطلب را افترا بسته اند. هرگز امام زمان در چاه نیست. امام زمان عج در زیر قطب منجمد شمالی و جنوبی نیز ماوی نگرفته است! او در جاهای خوش آب و هواست.چطور شد که شما اگر پولدار شوی از محله پایین شهر به محلات بالاشهر و خوش آب و هوا می روی؟ می گویی: اینجا بهتر است، درخت و آب و هوای لطیفی دارد. تو این نکته را در نظر داری اما امام زمان نمی فهمد؟! امام زمان در جاهای خوب و خوش آبو هوا زندگی می کند.افرادی که به خدمت او مشرف شده اند اغلب مکان او را بسیار با صفا و خوش آب و هوا توصیف کرده اند. - مرحوم حلبی یک غیبت کوتاه است و دیگری طولانی است."غیبت صغری" همان چند سالی بود که حضرت نائب خاص داشتند اما در غیبت کبری نائب خاص ندارند.در دوران غیبت کبری مردم موظف به مراجعه به نواب عام هستند. فقها و مراجع تقلید نواب عام حضرت هستند.حکما و عرفا و متکلمین و ادبا و مورخین و مفسرین نایب خاص حضرت مهدی نیستند. " من کان من الفقها صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا علی هواه، مطیعا لامر مولاه، فللعوام ان یقلدوه" (1) قدر فقها را بدانید. قدر طلبه هایی که به منظور اینکه فقیه مستنبط شوند درس می خوانند را بدانید. ائمه اطهار ع شما را به فقها سپرده اند، شما را به شیخ طوسی، علامه حلی و شهیدین سپرده اند. هرگز شما را به حکما و فلاسفه نسپرده اند. شما را به ملاصدا،میرداماد،میرفندرسک،ابن رشد اندلسی و ابن سینا نسپرده اند. فقها،نواب عام حضرت بقیةالله هستند. امام صادق ع می فرمایند: حضرت بقیةالله دو غیبت دارد، در غیبت طولانی او هیچ کس حتی خواص شیعیان او، مکان او را نمی دانند " الا المولی الذی یلی امره " (2) مگر آن نوکری که کارهای منزل حضرت و لوازم زندگیش را مهیا میکند، نوکری که سرکاردار منزل اوست. حضرت بقیةالله در زمان غیبت کبری نیز نوکر دارند.موید آن نیز کلام سید طاوس است که به فرزندش می نویسد: یک عوام سادهای مدتی است که به امام زمان التماس مس کند و از حضرت درخواست می کند که او را به نوکری قبول کنند، اخیرا حضرت توسط فلانی-نام او را مبرد- به او پیغام دادند که قبول کردیم اما صبر کن. - مرحوم حلبی سیدبن طاوس (رضوان الله ) می گوید: " سحرگاهی به سرداب مقدس رفتم دیدم که امام زمان عج مشغول دعا هستند.با خود گفتم: آقا چه دعایی می خوانند و از خدا چه می خواهند؟ دیدم چنین می فرماید: " اللهم ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا و بقیة طینتنا و قد فعلوا ذنوبا کثیرة اتکالا علی حبنا و لا یتنا فان کانت ذنوبهم بینک و بینهم فاصفح عنهم فقد رضینا و ما کان منها فیما بینهم فاصلح بینهم و قاص بها عن خمسنا و ادخلهم الجنة و زحزهم عن النار و لا تجمع بینهم و بین اعدائنا فی سخطک" (1) خدایا! شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کردهای. آنها گناهان زیادی به اتکا محبت و ولایت ما انجام داده اند. پشت گرمی آنها به ماست و چشم شفاعت به ما دارند. من در این راه تجربه هایی دارم امشب می خواهم یکی از آنها را حضور محترم جوانان عزیز مجلس بگویم نه اینکه فکر کنید من به پیرمردها بی اخلاصم؛نه،این طور نیست ولی جوان ها زودتر به میدان وارد می شوند و وقتی هم وارد شدند دو منزل یکی می روند. آنها همانگونه که نیروی مزاجیشان قویتر از سالخورده هاست، نیروی روحیشان وقتی در راه افتاد سریعتر حرکت می کند. آنها از یورش به پرش و از پرش به جهش می افتند و زود به مقصد می رسند. این است که من دوست می دارم حتی المقدور با عزیزان جوان بیشتر حرف بزنم. یک ماه رمضان در مشهد مقدس تصمیم گرفتم درباره ی امام زمان (ع) سخن بگویم. ده پانزده سال بود که ماه رمضان ها در مسجد منبر می رفتم. آن موقع سنه ی بیست و دو یا بیست و سه بود یا بیست و چهار. شبهای اول رمضان مواظب مستمعین مجلس بودم که ببینم پای منبر چه کسانی خوب به من گوش می دهند و چه کسانی از آنها خوششان می آید و چه افرادی کسل و بی اعتنا به مطالب من هستند. سید حلاوی یک قصیده شکواییه ای ساخت که در آن به امام زمان عج شکایتها دارد: یابن العسکری کجا هستید؟ شیعیان شما را آزار می کنند. فلان دسته از شیعیانت گرفتار شده اند و دچار رنج و شکنج و بلا و محنت هستند. در این اشعار بلاهای که بر شیعیان مختلف رخ داده است به نظم کشیده شده است. این اشعار را این طرف و آن طرف در دو سه جلسه خوانده بود. یکی دو نفر از اوتاد نجف در عالم رویا به حضور مبارک حضرت بقیةالله شرفیاب شدند. حضرت به آنها فرمودند: بروید به سید بگویید: سید! اینقدر دل من را مسوزان، اینقدر سینه مرا کباب مکن، اینقدر ناراحتی شیعه را به گوشم مرسان، من از شنیدن آن متاثر می شوم. عبارتی که پیغام داده است این است: " لیس الامر بیدی " سید! کار به دست من نیست، به دست خداست. دعا کنید خدا فرج مرا برساند تا شیعیانم را از این شکنجه ها نجات دهم. قربان محبتت یا بقیة الله، قربان آقاییت ای پدر مهربان. خدایا! به سوز سینه امام حسین (ع)، به سوز سینه خواهر و دختران یتیمش، همین ساعت امر فرج امام زمان عج را مقرر بفرما. الهی! به اشکهای پیاپی سید الشهدا در روز عاشورا، صریع الدمة الساکبة است، امام حسین در روز عاشورا دائما اشک می ریخت، یک وقت بدن جوانش را بغل می گرفت و گریه می کرد، یک وقت بدن برادرزاده اش را در آغوش می گرفت و... وای! وای! دائما گریه می کرد. خدایا! به گریه های سوزناک سید الشهدا بزودی امام زمان ما را آشکار فرما. پدر ما یتیمان را برسان. مشکلات ما را به سوز دل امام زمان عج حل و آسان بفرما. گرفتاریهای همه شیعیان را به آبروی امام زمان عج حل بفرما. منبع: http://www.ya-mahdi.info/index.php?option=com_content&task=view&id=555 تولد کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی گرامی باد. آینه صفای خدا سید وسرور حسن مجتبی شماره خطاهای مودم همراه با توضیحات خطاها 600 . اگر سيستم در حال شماره گيري باشد و دوباره شماره گيري نماييد اين خطا نمايش داده مي شود . 601 . راه انداز Port بي اعتبار مي باشد . 602 . Port هم اكنون باز مي باشد براي بسته شدن آن بايد كامپيوتر را مجددا راه اندازي نمود. 603 . بافر شماره گيري بيش از حد كوچك است . 604 . اطلاعات نادرستي مشخص شده است . آه ها کنون سرد و تلخ همه در حسرت او از شام تا بلخ از وادی جنون تا وادی عدم از فراغ او خفته است برم کی می آید او نمی دانم من این می دانم که هیچ نمی دانم سن حضرت مهدی در هنگام ظهور 25 سال است. حضرت صا حب الزمان بعد از ظهور چهار شخص را قبر بیرون می کشد: 1.ابوبکر 2.عمر 3. عثمان 4.عایشه تمام وقایع در فلک و افلاک به امر حضرت مهدی(عج) اتفاق می افتد، زیرا که او صاحب الزمان است و این اجازه از سوی خداوند به حضرت داده شده است. از حضرت صادق علیه السلام منقول است هر که چهل صباح دعای عهد را بخواند از یاوران امام زمان باشد واگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد و حقتعالی به هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه از او محو کند. الهم رب النور العظیم و رب الکرسی الرفیع و رب البحر المسجور و منزل التوریه و الانجیل و الزبور و رب الظل و الحرور و منزل القران العظیم و رب الملائکه المقربین و الانبیاء والمرسلین ... ... ... ... ... ... العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان دعای عهد در مفاتیح الجنان موجود است. آشنایی با یکی از بزرگ مردان انقلاب (شهید محلاتی) تولد پایداری هجدهم تیر سال 1309 شاهد تولد نوزادی بود كه بعدها در زمره عالمان مجاهد و خستگیناپذیر درآمد. خدای كریم به پدر و مادری مؤمن و خداجو، پس از پنج فرزند دختر، پسری عطا نمود. این نوزاد را فضلالله نام نهادند. «ذلك فضلالله یوتیه من یشاء والله ذوالفضل العظیم، این است فضل خدا كه به هر كه بخواهد میدهد و خدا دارای فضلی بزرگ است.» پدر بزرگوار فضلالله، حاج غلامحسین مهدیزاده یكی از كسبه بازار بود كه علاوه بر كاسبی به كشاورزی نیز اشتغال داشت. فضلالله كمكم دوران كودكی را در دامن پرمهر پدر و مادر پشت سر گذاشت و در شش سالگی به مكتب رفت. پس از چندی حاج غلامحسین كه توانایی خواندن و نوشتن را نداشت فرزند را به یاری طلبیده، از آن به بعد وی علاوه بر تحصیل به حساب و كتاب روزانه پدر نیز میپرداخت. پس از طی دوران مكتب كه شش سال به طول انجامید، فضلالله كه دیگر نوجوانی پرشور و علاقهمند به تحصیل بود. به سبب جو مذهبی محلات و وجود عالمان برجسته در آن شهر، به تحصیلات حوزوی روی آورد. روایت این بخش از زندگانی فضلالله از زبان خود وی شنیدنیتر است (1309 ش- 1324: سؤال


كس نيست كه او منتظر وصل شما نيست
جان نيست كه آن خاك ره آل عبا نيست
حق، معرفت مهر شما در دل ما كاشت
اين شدّت شوق و شعف از جانب ما نيست
كس نيست كه آنقدر شما را نشناسد
در هيچ سري نيست كه سِرّي ز خدا نيست
دل تيره شد از ظلمت شبهاي فراقت
باز آي كه بي مهر رخت نور و ضياء نيست
باز آ كه نمانده است ز اسلام بجز نام
در روي زمين بي تو بجز جور و جفا نيست
ادامه مطلب
منبع: http://www.ya-mahdi.info/index.php?option=com_content&task=view&id=551
نكته ها
حضرت بقیة الله در زمان غیبت کبری نیز زندگی بهتری را دارند. علامه مجلسی در بحارالنوار جلد سیزدهم این روایت را نقل کرده است: امام صادق می فرمایند: حضرت بقیةالله دو غیبت دارد:
ادامه مطلب
ادامه مطلب


ادامه مطلب
ادامه مطلب
بشارت مسیح به آمدن پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)- ناصر مکارم شیرازی
در قرآن مجید مى خوانیم كه حضرت مسیح به آمدن پیامبر پس از خود به نام «احمد» كه پیامبر اسلام است گزارش داده است; آیا این جمله در اناجیل كنونى وجود دارد؟
آیه اى كه در قرآن در این باره وارد شده است به قرار زیر مى باشد:
«... وَ مُبَشِّراً بِرَسُول یَأتِى مِنْ بَعْدِى اسْمُهُ اَحْمَدُ فَلَمّا جاَهُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبین;.. و بشارت دهنده به رسولى كه بعد از من مى آید و نام او احمد است! هنگامى كه او ]احمد[ با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سحرى آشكار است...»(1)
ادامه مطلب
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |









