السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی
به امید آن روز که آید و گوید انا المهدی
زندگی نامه ولادت آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید. درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب مینماید، و آن اینکه: پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت: خطابه غدیر ، بشارتهای پیامبر در مورد حضرت مهدی (ع) در روز غدیر متن فارسی خدا در دین مسیح ماه ضیافت الله را پیشاپیش به شما تبریک عرض میکنم. دستخط مرحوم آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی که در خصوص علامه سید جعفر الاعرجی پشتکوهی نگاشته شده است. رییس دانشگاه بنگور هندوستان: سلام - غم در دلمان نشسته چون مولایمان این جمعه هم ظهور نکردند. باز ما چه گناهی کرده ایم که خدا در این جمعه نیز چشمانمان را به جمال زیبای صاحب الزمان روشن نکرده اند.!؟ خدایا به خاطر وجود قلبهای پاک قسمت می دهیم در فرج مولا تعجیل فرما. *نه به خاطر ما، زيرا گر از منتظرانش بوديم چون ديده ي نرگس نگرانت بوديم. صلوات برای ظهور مولا فراموش نشود. التماس دعا. ________________________________________________________________ _______________________________________________________ ______________________________________________ ______________________________________ ________________________________ __________________________ ___________________ _______________ ___________ _______ ____ __ _ یا مهدی فرماندهی از آن توست _ __ ___ ______ ___________ ________________ _____________________ ____________________________ __________________________________ ________________________________________ ______________________________________________ ____________________________________________________ _____________________________________________________________ بسم الله الرحمن الرحيم پيامبر اعظم صلی الله عليه وآله وسلم فرمودند: يک خصلت است که هرکس پايبند به آن باشد ، دنيا وآخرت به فرمانش درآيند و به بهشت دست يابد . از حضرت سؤال شد : آن چيست يا رسول الله ؟ فرمودند : تقوا يادآوری : اولين مرتبه ی تقوا که بر تمام انسان ها واجب شرعی و عقلی است عبارت است از : انجام واجبات وترک محرمات الهی بحار الأنوار ، ج70 ص 285 ح 7 در جـنـگ ذی أمَرّ ، رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم به تنهايي در مکانی استراحت می کرد ، ناگاه يكي از دشـمـنان به نام دُعثور بن حارث با شمشیر، بالاي سر آن حضرت ايستاد و به پيامبر خطاب كرد : اينك چه كسي قدرت دارد مـانـع كـشـتـه شـدن تو به دست من شود و تو را از دست من نجات دهد؟ حضرت پاسخ داد : خدا . ناگهان نيرويي معنوی آن مرد را به خود لرزاند و شمشیر از دستش افتاد ؛ رسـول خـدا بـه سـرعـت شـمـشـيـرش را بـرداشـت و فرمود: اکنون ، چه كسي تو را از دست من نجات مي دهد؟ آن مرد (با التماس) گفت: هيچ کس . سـپس شهادتين بر زبان راندو مسلمان شد ؛ حضرت شمشيرش را به وی برگرداند ( و او را رها کرد ) . او نزد قوم خود بازگشت و آنان را به دين اسلام دعوت نمود. روشنى عالم از نور حضرت زهرا سلام الله علیها ابنمسعود نقل مىكند كه، ديدم على بن ابىطالب عليهالسلام را كه مشغول نماز است و در ركوع و سجودش مىگويد: «اللهم بحق محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم عبدك، اغفر للخاطئين من شيعتى» 1- سورهى مباركهى ق، آيهى 24. زنی به حضور امام صادق عليه السلام آمد و عرض کرد: من زنی «مبتله» هستم . امام فرمودند : منظورت از «تبتل» چيست؟ او گفت : يعنی ازدواج نمی کنم و از آن دوری می نمايم . امام فرمودند : چرا؟ او عرض کرد : با اين کار می خواهم به مقام عالی معنوی برسم. امام صادق عليه السلام فرمودند: از اين عقيده دست بردار ، هرگز ترک ازدواج موجب وصول به مقامات عالی معنوی نيست ، اگر انسان با ترک ازدواج به چنين مقامی می رسيد، حضرت فاطمه سلام الله عليها سزاوارتر بود که ترک ازدواج کند، چرا که هيچ کس در وصول به کمالات معنوی ، از فاطمه سلام الله علیها پيشه نگرفته است. ناپلئون بناپارت ، پس از مطالعه ی دقيق قرآن کريم ، ناگزير شد بگويد: اميدوارم آن زمان دور نباشد که بتوانم همه ی دانشمندان و تحصيل کردگان کشورها را با يکديگر متحد کنم و نظا م يکنواختی را فقط بر اساس اصول قرآن مجيد که اصالت و حقيقت دارد و می تواند مردم را به سعادت رهبری کند ؛ برقرار نمايم. اسلام و غرب ، پرفسور خورشيد احمد ، ترجمه ی سيد غلام رضا سعيدی نرسيسيان مسيحی « سياستمدار انگليسی » : اگر اين خطيب بزرگ ، علی بن أبی طالب عليه السلام درعصر ما ، هم اکنون در مسجد کوفه بر منبر پا می نهاد ، مشاهده می کرديد که مسجد کوفه با آن پهناوری اش، از سران و بزرگان اروپاموج می زد ، که همه می آمدند تا از دريای سرشار دانش او ، روح خود را سيراب سازند. زندگی امام علی عليه السلام ، صدای عدالت انسانی ، ص68 و 69 به نقل از « ما هو نهج البلاغه » ،ص3 بزرگترین کتاب حدیثی شیعه بحار الانوار است. کامل ترین کتاب بعد از قرآن کریم نهج البلاغه است. کوچکترین حیوانی که در قرآن به آن اشاره شده پشه است. بزرگترین حیوانی که در قرآن به آن اشاره شده فیل است. بزرگترین اقلیت مذهبی در اروپا را مسلمانان تشکیل می دهند. برترین جزء نماز قنوت طولانی است.آیت الله العظمی محمد بهجت
« با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »
ادامه مطلب
67. آگاه باشيد! همانا آخرين امام، قائم مهدى از ماست. هان! او بر تمامى اديان چيره خواهد بود. هشدار! كه اوست انتقامگيرنده از ستمكاران. هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدمكنندهى آنها.
68. هشدار! كه اوست چيره بر تمامى قبايل مشركان و راهنماى آنان. هشدار! كه او خونخواه تمام اولياى خداست. آگاه باشيد! اوست ياور دين خدا.
69. هشدار! كه از دريايى ژرف پيمانههايى افزون گيرد. هشدار! كه او به هر ارزشمندى به اندازهى ارزش او، و به هر نادان و بىارزشى به اندازهى نادانىاش نيكى كند. هشدار! كه او نيكو و برگزيدهى خداوند است. هشدار! كه او وارث دانشها و حاكم بر ادراكهاست.
70. هان! بدانيد كه او از سوى پروردگارش سخن مىگويد و آيات و نشانههاى او را برپا كند. بدانيد همانا اوست باليده و استوار.بيدار باشيد! هموست كه [اختيار امور جهانيان و آيين آنان] به او واگذار شده است. آگاه باشيد! كه تمامى گذشتگان ظهور او را پيشگويى كردهاند.
71. آگاه باشيد! كه اوست حجّت پايدار و پس از او حجّتى نخواهد بود. درستى و راستى و نور و روشنايى تنها نزد اوست. هان! كسى بر او پيروز نخواهد شد و ستيزندهى او يارى نخواهد گشت. آگاه باشيد كه او ولىّ خدا در زمين، داور او در ميان مردم و امانتدار امور آشكار و نهان است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ردولف اُتّو (Rudolf otto) فیلسوف و پدیده شناس بزرگ دین می نویسد : تصویر موحّدانه خدا در مسیحیت از چنین صفاتى برخوردار است: روح و حیات، عقل، هدف، اراده نیك، برترین قدرت، وحدت، خودیت. و البته این چیزى است كه عقل ما آن را مى فهمد (Rational) ولى خدا معقول نیست بلكه نامعقول (Irrational) است و باید آن را احساس (Feeling) كرد نه این كه بدان معتقد (Belief) بود.در مسیحیت با دو مسأله مهم در مورد خدا روبرو هستیم: یكى مسأله تثلیث (Trinity) و دیگرى مسأله حلول خدا در مسیح (Incarnation) كه از نظر فلسفى به نوعى انسان مآبى (Anthropomorphism) و تبدیل خدا به انسان یا تبدیل انسان به خدا منجر مى شود.
سرانجام پس از بيست سال مخاصمه « جان گارانگ » رهبر جنبش خلق براى آزادى سودان كه شورشيان جنوب اين كشور را رهبرى مى كرد ، وارد «خارطوم» شد و با تصدى معاونت رئيس جمهورى به صورت رسمى، به دولت مركزى سودان پيوست. وى كه روزگارى دشمن شماره يك دولت به حساب مى آمد ، امروز به يكى از عالى ترين مقامهاى دولتى در سودان دست يافته است .
مراسم تحليف جان گارانگ با امضاى قانون اساسى موقت سودان بوسيله «حسن عمر البشير» رئيس جمهورى اين كشور و آغاز دوره انتقالى شش ساله مطابق با توافق نامه جامع صلح كه در نهم ژانويه در نايروبى امضا شد، همراه بود .
ادامه مطلب
در اين مقاله جرايم عليه بشريت مذكور در ماده (C) 6 منشور لندن كه به تشكيل محكمه نورنبرگ براي محاكمه جنايتكاران جنگي پس از جنگ جهاني دوم منجر گشت مورد بررسي قرار گرفته اند اين جرايم كه هر يك به اختصار مورد بحث قرار گرفته اند عباتند از :
قتل و نابود سازي _ به بردگي كشاندن اخراج و انتقال جمعيت اذيت و آزار و ساير اعمال غير انساني از جمله مصاديق عنوان اخير اعمالي چون شكنجه انجام آزمايشات پزشكي غير قانوني بر روي انسانها و آپارتايد مي باشد كه هر سه در اين مقاله بررسي شده اند.
ادامه مطلب

عناوين اين فصل
ادامه مطلب
ادامه مطلب
کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی از الطاف الهی و عنایات اهل بیت (ع) است
رییس دانشگاه بنگور هندوستان که در راس یک هیئت علمی و فرهنگی در ایران به سر می برد از کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی در شهر قم بازدید نمود.
![]()
ادامه مطلب
خواهشمندم بفرمایید چطور می توان بهتر به خداوند و ائمه اطهار علیهم السلام انس گرفت؟
ایشان در جواب فرموده اند: با طاعت خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه علیهم السلام و ترک معصیت در اعتقاد و عمل.
برگرفته از : http://www.salehin.com/fa/bahjat/porsesh/index.asp?id=6-3
دختر به سيد عرض كرد، ولي سيد از ترس اهل تسنّن به خواب اعتنا ننمود.
شب دوم دختر وسطي سيد همين خواب را ديد و به پدر گفت، ترتيب اثري نداد.
شب سوم دختر كوچك سيد همين خواب را ديد و به پدر گفت، باز ترتيب اثري نداد.
شب چهارم خود سيد حضرت رقيّه را در خواب ديد كه به طريق عتاب فرمودند:چرا والي را خبر دار نكردي؟
سيد بيدار شد،صبح نزد والي شام رفت و خوابش را گفت. والي به علماء و صلحاء شام از شيعه و سنّي امر كرد كه غسل كنند و لباسهاي پاكيزه بپوشند، به دست هر كس قفل درب حرم مطهر باز شد، همان كس برود و قبر مقدّس او را نبش كند، جسد را بيرون آورد تا قبر را تعمير كنند.
قفل به دست هيچكس باز نشد، مگر به دست مرحوم سيد، حرم را خلوت كردند، لحد را شكافتند، ديدند بدن نازنين مخدّره ميان لحد و كفن صحيح وسالم است، لكن آب زيادي ميان لحد جمع شده است.
سيد بدن شريف را از ميان لحد بيرون آورد و بر روي زانوي خود نهاد، وسه روز بدين گونه بالاي زانوي خود نگهداشت و گريه مي كرد تا اينكه قبر آن بي بي را تعمير كردند.
وقت نماز كه مي شد سيد بدن مخدّره را بالاي چيز پاكيزه مي گذاشت. و بعد از نماز دوباره بر زانو مي گذاشت ، تا اينكه ازتعمير قبر و لحد فارغ شدند و سيد بدن را دفن كرد. از معجزۀ اين مخدّره اين بود كه سيد در اين سه روز احتياج به غذا و آب و تجديد وضو پيدا نكرد. و چون خواست او را دفن كند دعا كرد كه خداوند پسري به او عطا فرمايد. دعاي سيد به اجابت رسيد و درسن پيري خداوند پسري به او لطف فرمود، نام او را سيد مصطفي گذاشت. آنگاه والي واقعه را به سلطان عبدالحميد عثماني نوشت، او هم توليت زينبيه و مرقد شريف حضرت رقيه و ام كلثوم و سكينه را به او واگذار نمود ، و فعلاً هم آقا سيد ابراهيم توليت اين كار را دارا مي باشد .
اين قضيه در حدود سال هزارودويست و هشتاد هجري بوده است(1)
در «معالي» اين قضيه را مجملاً نقل كرده و در آخر اضافه فرموده است:
«آن سيد جليل وارد قبر شد و پارچه اي بر او پيچيد و او را خارج نمود ،دختر كوچكي بود كه هنوز به سن بلوغ نرسيده ، و پشت شريفش از زيادي ضرب مجروح بود» (2)
از امام صادق علیه السلام.
می فرمایند: اگر زمین بدون امام بماند به یقین / ساکنانش را / فرو می برَد.
همچنين امام صادق علیه السلام خیلی زیبا و مختصر و مفید می فرمایند:
* * * در شب و روز منتظر امر (فرج) مولایت باش
بدانید که زمین زمان به خاطر وجود پاک امام برجاست.
همان گونه که می دانيم خداوند متعال درقرآن کريم ، دوستان خود را اين گونه معرفی می کند :
الذين امنوا وکانوا يتّقون
و کليد ورود به صراط مستقيم را - که تنها صراط بندگی و هدايت انسان هاست - تقوا می داند و می فرمايد :
إنّما يتقبل الله من المتقين
( من فقط از انسان های با تقوا قبول می کنم ) .
در معارف دينی ، تقوا اولين پله ی عرفان عملی اسلامی و موجب تعديل زندگی انسان است ؛ لذا « گام اول » در حد بضاعت نويسنده ، اهميت تقوا را از منظر قرآن ، عترت ، علما و مراجع بزرگوار تقليد بررسی نموده و تعريف جامع و کاربردی از آن را به همراه مصاديق علمی و عملی تقوا به خوانندگان محترم ارائه می نمايد .در انتها نیز این را به محضر شما عزیزان عرض کنم که مطالب ذیل برگرفته از وبلاگ ها و سایتهای دیگر است،لذا صحت و یا عدم صحت این نوشته ها از گردن بنده حقیر ساقط است.
والسلام علی عباد الله الصالحين
پروردگارا، به حق بندهى مقربت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خطاكاران از شيعيان مرا ببخش.
از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شرفياب شدم. ايشان را در حال نماز يافتم. ديدم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در نماز خود مىگويد:
«اللهم بحق على عليهالسلام عبدك اغفر للخاطئين من امتى»
خداوندا، خطاكاران از امت مرا، بحق على عليهالسلام بندهى مقربت ببخش.
از آنچه ديده بودم، در من وحشت و ترديد بزرگى ايجاد شد. وقتى نماز رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به پايان رسيد، خطاب به من فرمودند:
اى پسر مسعود، آيا كافر شدى بعد از آنكه ايمان آورده بودى؟
عرض كردم، ابداً چنين نيست يا رسولاللَّه، بلكه ديدم على عليهالسلام را كه خداوند را به حق شما طلب مىكرد و شما را ديدم كه خدا را به حق على عليهالسلام مىخوانديد. پس ترديد كردم كه كداميك از شما نزد خداى عزوجل برتريد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمودند: اى پسر مسعود، بنشين.
پس من در مقابل، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نشستم.
آن حضرت فرمودند: «ان اللَّه خلقنى و علياً من نور قدرته قبل ان يخلق الخلق بالفى عام اذ لا تسبيح و لاتقديس.» خداوند من و على عليهالسلام را از نور عظمت و بزرگى خود خلق كرد: هزار سال قبل از آنكه ساير خلائق را بيافريند. زمانى كه هيچ تسبيح و تقديسى وجود نداشت.
«ففتق نورى، فخلق منه السموات و الارضين و انا و اللَّه اجل من السماوات و الارضين.» پس نور مرا شكافت و از نور من آسمانها و زمين را آفريد به خداى تبارك و تعالى قسم كه من از آسمانها و زمين برترم.
«وفتق نور على بن ابىطالب عليهالسلام فخلق منه العرش و الكرسى و على بن ابىطالب عليهالسلام و اللَّه افضل من العرش و الكرسى» و چون نور على عليهالسلام را منتشر ساخت عرش و كرسى از نور او خلق گرديد؛ به پروردگار قسم كه على عليهالسلام از عرش و كرسى افضل است.
«و فتق نور الحسن عليهالسلام فخلق منه اللوح و القلم و الحسن عليهالسلام و اللَّه افضل من اللوح و القلم». سپس نور حسن عليهالسلام را باز كرد و لوح و قلم از نور حسن عليهالسلام به وجود آمد و به خدا قسم كه حسن عليهالسلام از لوح و قلم نيز برتر است.
«وفتق نور الحسين عليهالسلام فخلق منه الجنان و الحور العين و الحسين عليهالسلام و اللَّه افضل من الحور العين.» و چون هستى را از نور حسين عليهالسلام معطر كرد، بهشت و حوريان زيباروى از نور او پديدار گشتند؛ واللَّه حسين از حورالعين برتر است.
«ثم اظلمت المشارق و المغارب فشكت الملائكه الى اللَّه تعالى ان يكشف عنهم تلك الظلمه فتكلم اللَّه جل جلاله كلمه فخلق منها روحا ثم تكلم بكلمه فخلق من تلك الكلمه نورا فاضاف النور الى تلك الروح و اقامها مقام العرش فزهرت المشارق و المغارب فهى فاطمه الزهراء عليهاالسلام و لذلك سميت الزهراء لان نورها زهرت به السماوات.» سپس همهى هستى از شرق تا به غرب تاريك ماند. ملائكه بر پروردگار از آن همه تاريكى و ظلمت شكايت كردند و خواستند كه پروردگار تاريكى را از ايشان برطرف كند. پروردگار در اجابت خواستهى آنان كلمهاى فرمود، از آن كلمه روحى خلق گرديد، سپس كلمهاى ديگر فرمود و از آن كلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه كرد و آن را در بلندترين مكان عرش قرار داد. همهى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آميخته به نور خلق شده از لطف پروردگار كسى نيست، جز فاطمه زهرا عليهاالسلام و به همين دليل او را زهرا عليهاالسلام ناميدند زيرا نورش آسمانها را روشن ساخت. در ادامهى اين روايت زيبا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مىفرمايند:
«يابن مسعود اذا كان يوم القيامه يقول اللَّه جل جلاله لى و لعلى ادخلا الجنه من شئتما و ادخلا النار من شئتما و ذلك قوله تعالى (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) فالكافر من جحد نبوتى و العنيد من جحد بولايه على بن ابىطالب عليهالسلام و عترته و الجنه لشيعته و لمحبيه.» اى پسر مسعود، چون روز قيامت فرارسد، پروردگار به من و على عليهالسلام مىفرمايد: هركس را كه مىخواهيد به بهشت داخل كنيد و به جهنم بفرستيد هركس را كه مىخواهيد. و اين قول پروردگار در قرآن مجيد است كه (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) (1)
هر كافر متكبر لجوج را به جهنم افكنيد پس كافر كسى است كه از نبوت من سرپيچى كند و عنيد كسى است كه از ولايت على بن ابىطالب عليهالسلام و عترتش و محبت كردن به شيعيان و دوستانش سر باززند. (2)
و در روايت ديگرى است كه:
خداوند نور پنج تن را از نور عظمتش آفريد، و آسمان و زمين را از نور پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و عرش و كرسى را از نور على عليهالسلام و لوح و قلم را از نور حسن عليهالسلام و حورالعين را از نور حسين عليهالسلام آفريد. مشرق و مغرب عالم در ظلمت و تاريكى بود. فرشتگان از اين ظلمت به خدا شكايت كردند و خدا را به اين انوار قسم دادند كه ظلمت را بردارد.
اين بود كه خداوند روح و نور فاطمه عليهاالسلام را آفريد، و مشرق و مغرب آفرينش روشن شد.
2- بحارالانوار، ج 40، ص 43.
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |







