در روايات برای مردانی كه در آخرالزمان دچار آسيب شده اند، نشانه هايی ذكر شده است. معمولا اسلام توقعش از مرد اين است كه حس غيرت دينی و مهابت الهی داشته باشد. روايات حاكی است كه در سيمای مبارك خود امام زمان(ع) هم مهابت الهى وجود دارد . يعنی در چهره مبارك امام زمان (ع) در عين ملاحت و شيرينی، نوعی مهابت و ترس الهی هم وجود دارد و تركيبی از ملاحت و مهابت درآن ديده مى شود. اما در آخرالزمان بنابرآن چه از روايات به دست مى آيد، اگر شما در بين بيست مرد كمتر يا بيشتر، چهره هايى را مورد ارزيابى و شناسايى قرار دهيد، نمى توانيد كسى را پيدا كنيد كه در چهره اش هيبت و مهابت الهى و آثار ترس از خداوند وجود داشته باشد. اهل معصيت خيلى راحت در برابرشان مرتكب معصيت مى شوند وآن ها هم هيچ عكس العملى از خود نشان نمى دهند
روايت دوم درباره نشانه ها و خصلت هاى منفى مردان آخر الزمان مى فرمايد ( يطيع الرجل زوجته و يعصى والديه) مردان دوره آخر الزمان از اطاعت و احترام والدين دورى مى كنند، در عين حال يك گرايش و اطاعت وپيروى صد درصد از همسران خود در رفتارشان ديده مى شود.
باز روايت ديگر مى فرمايد: ( يكون الرَجل همه بطنه و قبلته زوجته و دينه دراهمه) : مردانى وجود دارند كه تمام همت و عزم شان براى پركردن شكم هاى شان است و اصلاً به فكر معيشت ديگران نيستند. همسران شان قبله آن ها مى باشند (قبلته زوجته) گويا اين زن ها خداى مردان خود شده اند و براى آن ها اطاعت از همسر، اطاعت از خدا به حساب مى آيد و دين آن ها هم پولشان مى گردد حتى براى آن ها مقدس ترين و مهم ترين مسئله پول و ثروت است. روايت ديگرى از اين حكايت مى كند كه مردان از مرد بودن خودشان خسته مى شوند: لعن الله المخنثين من الرجال تعبير روايت اين است كه اين ها از صفات مردانه خود خسته شده و سعى مى كنند كه گرايش ها، تمايلات و حالت هاى زنانه را در خودشان نمايان كنند. اين گرايش ها ممكن است در حرف زدن، آرايش و آراستگى، طرز پوشش و يا تفكر باشد.
در نقطه مقابل هم حتى روايتى داريم كه (والمترجلات من النساء) زنانى هم پيدا مى شوند كه اين ها مى خواهند خصوصيات مردان را در خودشان ايجاد كنند و مثل مردان شوند.
روايت ديگرى مى فرمايد: (يتسمن الرجال للرجال والنساء للنساء و يا يا يتمشط الرجل كما يتمشط المرأة لزوجها) امَا يكى از آفت هايى كه در دوره آخر الزمان براى مردان به وجود مى آيد اين است كه به جاى آراستگى، دست به آرايش مى زنند. آراستگى با آرايش امر بسيار متفاوتى است. يا در روايت ديگر مى فرمايد كه: بعضى از مردها در دوره آخرالزمان خود را براى ديگران آرايش مى كنند، همانند نوعروسى كه براى داماد آرايش مى كند. آفت خطرناك تر، اين كه در آخرالزمان (يتنافس فى الرجل يغار عليه من الرجال) يعنى در آخرالزمان باندهايى به وجود مى آيند كه طرفدار همجنس بازى هستند و در اين راستا مردان، هوسرانى هاى خودشان را به يكديگر اختصاص مى دهند.
روايت مى فرمايد كه (يتنافس فى الرجل) يعنى ممكن است با هم رقابت داشته باشند و بعد مى فرمايد (يغار عليه من الرجال) يعنى ممكن است دو مرد بر سر مرد ديگرى يا فرد ديگرى، با هم غيرت و حسادت داشته باشند و هر يك رقيب ديگرى براى رسيدن آن فرد باشد .
برگرفته از نشریه موعود
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
حکمت غیبت
باید بدانیم غیبت حضرت ولی عصر(عج) طبق تقدیری است که از جانب خدای سبحان مقدر شده و حکمت هایی دارد، شاید یکی از علتها مساعد نبودن موقعیت زمانی باشد، همان طور که پیامبران برای ارشاد امت خود قیام کرده ولی به علت جهالت آنان با خطرهای جدی مواجه شدند و بالاجبار از امت خویش دوری گزیدند؛ مانند حضرت رسول اکرم(ص) که از ترس جان خود، مدتی را در شعب ابوطالب عموی بزرگوارشان گذراندند.
حضرت ادریس(ع) نیز مدت بیست سال از ترس امت گمراه خود که دعوت او را رد کرده بودند غیبت کردند. حضرت موسی(ع) هم مدتی را دور از امت خویش سپری کردند به امید آن که فرصتی پیش آید تا ایشان بتوانند حق را احقاق کرده و باطل را ریشه کن نمایند.
اصولا انبیا و اولیا هدفشان به اجرا گذاشتن قانون الهی بوده است، به همین دلیل برای حفظ جان خود سعی می کردند تا در زمان مناسب به اهداف خود دست پیدا کرده و سپس تسلیم سرنوشت شوند.
خداوند متعال نیز حضرت مهدی(عج) را برای ریشه کردن هر نوع ظلم و ستم حاکم ذخیره کرده و آن حضرت را تا فرا رسیدن اجل حتمی از بلا محفوظ خواهند داشت و بر خلاف گذشته، ستمگران کوچک و بزرگ فرصتی نخواهند یافت تا خدشه ای به وجود نازنین آن یگانه حجت عالم وارد سازند.
دلیل دیگری که می توان برای غیبت ایشان قایل شد، کثرت گناه و عدم اتحاد و انسجام در میان مسلمانان جهان است، و دیگر، عدم شناخت و نداشتن اطلاعات لازم در مورد آن سرور که سبب تاخیر در ظهور می شود، و علت دیگری که می توان در مورد غیبت در نظر گرفت، عدم شایستگی و توبه عده ای از افراد و طلب نکردن آن حضرت از جانب خدای منان است، در واقع هر حرکت سویی، سبب تاخیر در ظهور می شود و هر چه غیبت به تاخیر افتد مصیبت و گرفتاریهای مردم جهان هم بیشتر خواهد شد.
علت دیگری برای غیبت حضرت مهدی(عج) آزمایش همگان است که خداوند برای دوست و دشمن قرار داده است و بدون شک غیبت آن حضرت تا پایان آزمایشات الهی و احقاق نتیجه باقی خواهد ماند.
در غیبت، نعمانی از محمد بن خلاد روایت می کند که گفت: از حضرت موسی کاظم(ع) شنیدم که فرمود:
« احسب الناس ان یترکوا ان یقولو وهم لا یفتنون »
« آیا مردم گمان کردند که (خداوند) آنان را به حال خود می گذارد که بگویند ایمان آوردیم و امتحانی هم ندهند؟ »
سپس (حضرت از من در مورد این آیه شریفه پرسید) مقصود چه امتحانی است؟ عرض کردم: قربانت گردم به نظر ما مقصود آزمایش در امر دین است. حضرت فرمود: « مانند طلا امتحان می شوند؛ همچون طلا خالص می گردند.»
روایت است: خداوند مرگ و حیات را قرار داده تا مردم را امتحان کند و معلوم شود کدام یک از بندگان از حیث عمل بهتر هستند. باید توجه کرد که بر سر دوراهی ها و تردیدها، آن که مخالف هوای نفس و نزدیک به رضای الهی است انتخاب شود؛ زیرا امتحان سنت الهی است و همه در دنیا امتحان می شوند حتی بندگان خوب خدا.
حضرت امیرالمومنین علی(ع) در این باره می فرمایند:
« و حتی لا یبقی منکم الا کالکحل فی العین!. هیهات، هیهات، لا یکون فرجنا حتی یذهب الکدر و یبقی الصفو.»
« تا از شما باقی نباشد جز به مقدار سرمه در چشم! هیهات، هیهات که فرج ما واقع نمی شود مگر بعد از آن که تیره ها از بین بروند و فقط صاف ها بمانند.»
گفته شد: چرا به او «قائم» گفته می شود؟ فرمود: زیرا او بعد از آنکه یادش از بین می رود، قیام می کند و پس از آن که بیشتر قایلان به امامتش از اعتقاد خود بازگردند او ظهور می کند.
گفته شد: چرا به او «منتَظر» می گویند؟ فرمود: زیرا برای او غیبتی طولانی هست که مومنان مخلص، ظهور او را انتظار می کشند و صاحبان شک او را انکار می کنند و منکران نام و یاد او را مسخره می نمایند، (بدانید) هر کس وقت تعیین کند دروغ می گوید، هرکس شتاب کند هلاک می شود، هرکس تسلیم اراده خدا شود نجات می یابد.»
در حدیث دیگر نقل شده است:
« در قائم ما شش نشانه از شش پیامبر است: نشانه ای از حضرت نوح، نشانه ای از حضرت ابراهیم، نشانه ای از حضرت موسی، نشانه ای از حضرت عیسی، نشانه ای از حضرت ایوب و نشانه ای از حضرت محمد(ص).
نشانه اش از حضرت نوح، طول عمر اوست.
نشانه اش از حضرت ابراهیم، تولد پنهان و گوشه گیری او از مردمان است.
نشانه اش از حضرت موسی، مخفی بودن ولادت و غیبت اوست.
نشانه اش از حضرت عیسی، اختلاف مردم در حق اوست.
نشانه اش از حضرت ایوب، فرج بعد از شدت و گشایش بعد از گرفتاری است.
نشانه اش از حضرت محمد(ص)، خروج او با شمشیر است.»
حضرت قائم(عج) در نامه ای به سفیرش محمد بن عثمان این چنین می نویسد:
« اما در مورد علت غیبت، خدای تبارک و تعالی می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگز نپرسید از مسایلی که اگر فاش شود شما را اندوهگین سازد ... هر یک از پدران من، بیعتی از طاغوت های زمان به گردن داشتند ولی به هنگامی ظهور خواهم نمود که بیعت احدی از طاغوت ها به گردنم نباشد.
اما کیفیت انتفاع مردم از وجود من ذر زمان غیبت همانند انتفاع آنان از خورشید است هنگامی که ابرهای تیره آن را بپوشاند، من امان برای اهل زمین هستم، همان طور که ستارگان امان برای اهل آسمان است،
در مورد مسائلی که به شما سودی نخواهد داشت پرسش نکنید و در مورد آنچه برای شما بیان شده، خود را به زحمت نیندازید و در رابطه با تعجیل فرج، بسیار دعا کنید که فرج شما نیز به آن بسته است و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند.
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
شب است و سکوت است و ماه هست و من
فغان و غم و اشک وآه هست و من
شب و خلوت و بغض نشکفته ام
شب و مثنوی های ناگفته ام
شب و آخرین سوز مستانه ام
شب و های های غریبانه ام
کجا رفت اسیر سوز دعا
کجاییند مردان بی ادعا
کجاییند شور آفرینان عشق
علمدار مردان میدان عشق
کجاییند مستان جام عشق
دلیران عاشق شهیدان مست
من امشب خبر میکنم درد را
که آتش زند دل سرد را
ذوق و شوق نینوا کرده دلم
چون هوای جبهه ها کرده دلم
گو سنگر بهترین معوای من
آه جبهه کو برادر های من
سنگر خوب و قشنگی داشتیم
روی دوش خود تفنگی داشتیم
جنگ ما را لایغ خود کرده بود
جبهه ما را عاشق خود کرده بود
سرزمین نینوا یادش بخیر
کربلای جبهه ها یادش بخیر
جانسون: بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا این که ثروتمند بمیریم.
دیل کارنگی: اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند، علت را در لبان فربسته خود جستجو کن.
وانگال: کسی که غرور دارد حاضر است گم شود اما راه رااز دیگران نپرسد.
ساموئل باتلر: دوست مثل پول است، به دست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است.
دیل کارنگی: تشخیص دادن عیوب خود خیلی بهتر از دیدن هنر خود است.
مارک تواین: صدیقترین، بی توقع ترین، مفیدترین و دائمی ترین رفیق، برای هر کس کتاب است.
استاد فلسفه ای منکر وجود خدا بود.روزی دانشجوی جدیدی سر کلاس او نشست.
استاد وارد شد و شروع به درس دادن کرد و در میانه درس باز هم منکر وجود خدا شد و گفت:آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ کسی پاسخ نداد.استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ دوباره کسی پاسخ نداد. استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟دانشجویان به هم نگاه کردند و گفتند:نه ما ندیده ایم.استاد با قاطعیت گفت:پس با این وصف خدا وجود ندارد.
دانشجوی جدید که به هیچ وجه با استدلال استاد موافق نبود اجازه خواست تا صحبت کند.استاد پذیرفت.دانشجو از جایش برخاست و از همکلاسی هایش پرسید:آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟همه سکوت کردند.
دانشجو پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی چیزی نگفت. دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟همه گفتند:نه.دانشجو گفت:پس نتیجه می گیریم آقای استاد،مغز ندارد.
روزی هارون به بهلول گفت:مژده باد تو را که خلیفه تو را فرمانده خوک ها و گرگ ها کرده است.بهلول گفت : حال که این را فهمیدی پس مواظب باش از فرمان من خارج نشوی.از شنیدن این جواب بهلول همه حاضران خندیدند و هارون شرمنده شد.
حضرت عیسی(ع)با ابلیس ملاقات کرد.دید پنج الاغی را که بار دارند به جایی می برد،پرسید این بارها چیست؟
ابلیس در جواب گفت:اینها ملا التجاره است که دنبال مشتری می گردم
و می روم تا مشتری پیدا کنم.
عیسی پرسید:این اموال تجارتی چیست؟
ابلیس گفت:یکی از اینها ظلم است و مشتری آن فرمانروایان هستند . دومی کبر و خودخواهی است ومشتری آن صاحبان و روسا هستند.سومی حسد و رشک است و مشتری آن تجاران هستند.
|
|


