تبليغاتX
السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی


السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی

به امید آن روز که آید و گوید انا المهدی

http://www.3noqte.com/main/images/stories/ahmadi/6.jpg

میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم مهدی موعود (عج) بر همگان مبارک باد.

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:32 توسط منتظر| |

از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: «تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‌شود، بیرون می‌آورد». حضرت رسول(ص) فرمود: «صندوق مقدّس، از دریاچة طبریّه به دست وی آشکار می‌شود و یارانش آن را آورده و در پیشگاه او در بیت‌المقدّس قرار می‌دهند و چون یهودیان آن را مشاهده نمایند، جمعیّت زیادی از آنها اسلام می‌آورند که حدود سی‌هزار هستند».




یکی از دشمنان خطرناک حضرت مهدی(ع) و یارانش، یهود است؛ خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «همانا شدیدترین مردم، در دشمنی با آنان که ایمان آورده‌اند، یهودیان و مشرکان هستند».1

چنان‌که از بعضی روایات استفاده می‌شود، سفیانی ـ سخت‌ترین دشمن امام زمان(ع) ـ از جانب غربی‌ها و یهود حمایت می‌شود. اساساً سفیانی را برای حمایت از مرزهای اسرائیل و سرکوب نیروهای انقلابی، روی کار می‌آورند تا اربابان او از خطر حملة سپاه خراسانی و یاوران مهدی(ع) ـ که برای آزادی قدس، به حرکت آمده‌اند ـ در امان باشند. در آیاتی از سورة مبارکة اسراء چنین آمده است: «ما به بنی‌اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دوبار در زمین، فساد خواهید کرد و برتری‌جویی بزرگی خواهید نمود ٭ هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضدّ شما می‌انگیزیم (تا شما را سخت در هم کوبند؛ حتّی برای به دست آوردن مجرمان)، خانه‌ها را جستجو می‌کنند و این وعده‌ای است قطعی ٭ سپس شما را بر آنها چیره می‌کنیم و شما را به وسیلة دارایی‌ها و فرزندانی کمک می‌کنیم و نفرات شما را بیشتر قرار می‌دهیم ٭ اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛ و اگر بدی کنید باز هم به خود می‌کنید و هنگامی که وعدة دوم فرا رسد، (آنچنان بر شما سخت خواهند گرفت که) آثار غم و اندوه در صورت‌هایتان ظاهر می‌شود؛ داخل مسجد (الاقصی) می‌شوند همان‌گونه که بار اوّل وارد شدند؛ و آنچه را زیر سلطة خود می‌گیرند، درهم می‌کوبند».2

امام صادق(ع) در تفسیر «بندگان پیکارجوی خود را بر ضدّ شما می‌انگیزیم» فرمودند: «آنان کسانی هستند که خداوند، قبل از ظهور قائم، آنها را برمی‌انگیزد و آنان، دشمنی از دشمنان آل پیامبر را فرا نمی‌خوانند مگر اینکه او را به قتل می‌رسانند».3

عیاشی در تفسیر خود، از امام باقر(ع) روایت کرده که حضرت، پس از تلاوت آیة «بعثنا علیکم عباداً لنا» فرمودند: «او، قائم و یاران اویند که دارای قوّت و نیروی زیادی هستند».4 از امام صادق(ع) نقل شده که آن حضرت، آیة شریفة فوق را تلاوت فرمود؛ يكي از یاران عرض کرد: فدایت شوم! اینها چه کسانی هستند؟ حضرت سه مرتبه فرمود: «به خدا قسم! آنان اهل قم هستند».5

بنا به ظاهر روایات موجود در منابع شیعه و سنّی، مراد از نبرد مسلمانان با یهود در آخرالزّمان، همین نبرد است؛ چنان‌که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر آنکه بین مسلمانان و یهود، کارزاری رخ می‌دهد؛ به گونه‌ای که مسلمانان، همة آنها را به هلاکت می‌رسانند، تا جایی که اگر شخصی یهودی (محارب) در پشت صخره یا درخت، پنهان شود، آن سنگ و درخت به صدا درآید و گوید: ای مسلمان! این یهودی (محارب) است که در پناه من مخفی شده، او را هلاک کن!».6از روایات يادشده به دست می‌آید که خداوند، به وسیلة ایرانیان، زمینة ظهور را فراهم می‌کند و مقاومت یهود در برابر مسلمانان، در چند نوبت است که نابودی نهایی یهود، به دست حضرت مهدی(ع) است.

بیرون آوردن تورات اصلی، از غار انطاکیه و کوهی در شام و فلسطین و دریاچة طبریّه، توسط حضرت مهدی(ع) و استدلال آن حضرت بر یهودیان نیز، نمونه‌ای از برخوردهای فرهنگی است که در مقام ارائة برهان، از آن استفاده می‌شود. از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: «تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‌شود، بیرون می‌آورد».7 حضرت رسول(ص) فرمود: «صندوق مقدّس، از دریاچة طبریّه به دست وی آشکار می‌شود و یارانش آن را آورده و در پیشگاه او در بیت‌المقدّس قرار می‌دهند و چون یهودیان آن را مشاهده نمایند، جمعیّت زیادی از آنها اسلام می‌آورند که حدود سی‌هزار هستند».8

ماهنامه موعود شماره 101

پی‌نوشت‌ها:

٭ برگرفته از: حضرت مهدي(ع)؛ از ظهور تا پيروزي، سيّد حسين تقوي، صص 301 ـ 304.
1. سورة مائده (5)، آیة 83.
2. سورة اسراء (17)، آیات 4ـ7.
3. تفسير نورالثقلین، ج 3، ص 138.
4. همان.
5. بحارالانوار، ج60، ص 216.
6. مسند احمد، ج 2، ص 417؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 312.
7. بحارالانوار، ج 51، ص 25.
8. معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 344؛ الملاحم و الفتن، ص 69.

منبع: http://mouood.org/content/view/9054/3/
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 23:55 توسط منتظر| |

امام زمان(عج) در كلام آيت الله العظمي بهجت (ره)

آيا نبايد توجه داشته باشيم كه ما رييسي داريم كه بر احوال ما ناظر است؟! واي بر حال ما اگر در كارهايمان او را ناظر نبينيم و يا او را در همه جا ناظر ندانيم! گناهان شخصي كه در خلوت انجام مي‌گيرد و ربطي به امور اجتماعي ندارد، استحقاق جهنّم را دارد، «الا بِتَوبةٍ مُناسبَةٍ لِلخال؛ مگر اين كه بعد از آن، توبه‌اي مناسب حال انجام گيرد» عواقب گناهان اجتماعي كه موجب تغييرات در جامعه و اختلال نظام و انحلال آن، و يا تحريم حلال وترك واجب و يا مصادرة اموال و هتك حرمت و قتل نفوس زكيّه و ريختن خون مسلمانان و حكم به ناحقّ و ... مي‌شود، چه گونه خواهد بود؟

با وجود اعتقاد به داشتن رييسي كه «عين الله الناظره»[1] است، آيا مي‌توانيم از نظر الهي فرار كنيم و يا خود را پنهان كنيم؟ و هر كاري را كه خواستيم انجام دهيم!؟ چه پاسخي خواهيم داد؟! همه ادوات و ابزار را از خود او مي‌گيريم و به نفع دشمنان به كار مي‌گيريم، و آلت دست كفّار و اجانب مي‌شويم و به آنان كمك مي‌كنيم؟! چه قدر سخت است اگر براي ما اين امر ملكه نشود كه در هر كاري كه مي‌خواهيم اقدام كنيم و انجام دهيم، ابتدا، رضايت و عدم رضايت او را در نظر بگيريم و رضايت و خشنودي او را جلب كنيم! البته رضايت و سخط او در هر امري معلوم است و ظاهراً منتهي به واضحات مي‌شود و در غير واضحات و موارد مشكوك، بايد احتياط كنيم.

در همين اواخر، اتّفاق افتاده كه شخصي در تقليد و تعيين مرجع شايسته، شك و ترديد داشت. در خواب، چهرة شخص مورد نظر را به او معرفي كردند. به نجف رفت و پس از مدتي جستجو پيدا كرد او را. همچنين براي بعضي اتفاق افتاده كه در بقاء بر تقليد و يا عدول به حيّ، ترديد داشته‌اند، و از قبر معصوم شنيده است كه «باقي باش». البته، هر كدام از اين نقل‌ها، قابل تكذيب است، ولي از مجموع اين قضايا، معلوم مي‌شود كه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف متوجه و مراقب ما است و نمي‌توان گفت، از احوال ما مطلع نيست و ما هر كار و يا هرچه را خواستيم، مي‌توانيم آزادانه انجام دهيم.[2]

پی نوشت:

[1]. بحارالانوار، ج 26، ص 240، توحيد صدوق، ص 167، معاني الاخبار، ص 16.
[2]. امام زمان در كلام آيت الله بهجت، تقي اميديان.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 23:54 توسط منتظر| |


تمام رفتار آيت‌الله العظمي بهجت از نماز و راه رفتن تا زيارت ايشان، براي کساني که آن مرحوم را مي‌ديدند، درس اخلاق بود و ايشان به جاي حرف زدن و درس اخلاق، مردم را با رفتار خود دعوت به حق مي‌کرد. 

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از تابناک، آيت‌الله مهدي هادوي تهراني با بيان اين مطلب اظهار داشت: نماز ايشان، زندگي ساده، رفت‌وآمد به مسجد، حال و هواي ايشان در کنار مرقد حضرت فاطمه معصومه (س) درس اخلاق بود و هر کس ايشان را مي‌ديد، ياد خدا مي‌افتاد و ايشان از مصاديق بارز «کونوا دعاة الناس بغير السنتکم» به شمار مي‌آمد.


 


وي با اشاره به حيات علمي و اخلاقي آن مرحوم گفت: آيت‌الله العظمي بهجت (ره) در سن نوجواني از ايران به عراق هجرت کردند و چهار سال در کربلا مقيم بودند و سطوح حوزه را تا نزديک سطوح عالي در آنجا خواندند و در مجاورت مزار سيدالشهدا (ع) به فيوضات اخلاقي دست يافتند. ايشان سپس به نجف رفتند و دروس عالي خارج را در آنجا فرا گرفتند. استادان بزرگ اصول ايشان، آشيخ محمدحسين غروي و آيت‌الله نائيني و در فقه، مرحوم شيخ محمد کاظم شيرازي بودند.


 


البته ايشان از اساتيد فراوان مانند مرحوم آقا ضياء عراقي و مرحوم آسيد ابوالحسن اصفهاني هم بهره بردند. مرحوم آقاي بهجت پس از تحصلات عاليه در نجف، از خوشه معنويت مرحوم آقاي قاضي (که استاد اخلاق علامه طباطبايي بهره بردند و همچنين به شدت تحت تأثير روحيات معنوي آشيخ محمد حسين اصفهاني بودند.


 


ايشان سپس به قم آمدند و حضور ايشان در قم و حال و هواي معنوي ايشان از همان زمان مشتاقان زيادي را پيرامون ايشان گرد هم آورد و بزرگاني چون شهيد مطهري تا مقام معظم رهبري از علاقه‌مندان و ارادتمندان ايشان بودند که در پيام رهبري هم به آن اشاره شد.


 


آيت‌الله هادوي در ادامه درباره جايگاه معنوي آيت‌الله بهجت گفت: رفتار ايشان دعوت به حق مي‌کرد و ديگران را به سوي خدا فرا مي‌خواند. نمازي که ايشان مي‌خواند، رفت‌وآمد ايشان به مسجد و حرم و زندگي زاهدانه و حال و هواي ايشان در حرم، درس اخلاق بود.


 


اين استاد حوزه علميه با اشاره به دوره‌اي که از دروس فقه آيت‌الله بهجت استفاده کرده، گفت: ايشان به‌رغم احترام به اساتيد گذشته، نقادانه با آنها برخورد کرده و نقدهاي محکم و مستدل و منطقي به آنها مطرح مي‌کردند. البته نقدها را به گونه‌اي ارايه مي‌کردند که با تواضع ذاتي ايشان سازگار بود و به منزله حواشي کلمات گذشتگان عرضه مي‌شد. محور بحث ايشان، کتاب «جواهرالکلام» مرحوم شيخ محمد حسن نجفي بود که شايد بزرگترين تأليف فقهي شيعه به شمار مي‌رود و حول و حوش آن نکات فراوان خود را بيان مي‌کردند.


 


وي توضيح داد: درس ايشان علاوه آموزش بر فقه، تدريس فقاهت و آموزش اجتهاد و تهذيب و حتي آموزش نکات سياسي و اجتماعي هم بود. ايشان قبل و بعد از درس، نکات اخلاقي و اجتماعي و سياسي را به مناسبت مطرح مي‌کردند. برخي دوستان مي‌گفتند، گاه در دل سوالي داشتيم و مي‌خواستيم بپرسيم، اما جواب خود را ناخودآگاه در مقدمات و مؤخرات دروس مي‌يافتيم و افراد تأثيرات اخلاقي را از دروس علمي ايشان مي‌گرفتند.


 


وي ادامه داد: مرحوم آقاي بهجت دائم‌الذکر بودند و در نفس ايشان ياد خداوند و اهل بيت (ع) بود و حتي در فاصله دو عبارت که گوينده تنفس مي‌کند، ذکر مي‌گفتند؛ حتي در يک احوالپرسي عادي هم ذکرشان بر لب جاري بود. نحوه نماز و رفتار و حرم رفتنشان براي اين بود که ديگران آداب ارتباط با اهل بيت و گفت‌گوي با خدا را ياد بگيرند؛ نه اين‌که بخواهند توجه ديگران را به خود جلب کنند.


 


وي با اشاره به جامعيت و اخلاق آيت‌الله بهجت اظهار داشت: ايشان در نماز اهل بکاء بودند، اما در گفت‌وگوهاي با افراد واقعا با بهجت و سرور بودند؛ يعني بسيار بشاش بودند و گاه شوخي‌ها و طنزهاي ظريفي با رعايت همه ابعاد اخلاقي داشتند که شخصيت ايشان را بسيار جذاب‌تر مي‌کرد. مرحوم آقاي بهجت نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي هم گاه و بيگاه تذکراتي مي‌دادند که توجه عميق ايشان به اين مسائل را نشان مي‌داد. برخي بزرگان که محضر ايشان را پيش از انقلاب درک کرده‌اند، نقل مي‌کنند ايشان حامي مبارزان بودند و در جلسات خود نقدهاي تندي به ررژيم داشتند. ايشان در عين عشق به اهل بيت(ع)، از حاميان تقريب مذاهب اسلامي بودند. کلام ايشان در اين زمينه، شبيه آيت‌الله بروجردي، قهرمان صحنه تقريب بين مذاهب بود. آن تعبير اين بود که مي‌فرمودند، مسائل شيعه و سني مربوط به گذشته‌هاي تاريخي است و نبايد اين مسائل باعث اختلاف شيعه و سني باشد، بايد فضايل اهل بيت و مرجعيت علمي اهل بيت (ع) را مطرح کنيم که هميشگي و ماندگار است.


 


آيت‌الله هادوي با اشاره به ابعاد تأثيرگذاري آيت‌الله العظمي بهجت در حوزه علميه، ايران و ديگر نقاط جهان گفت: کم نيستند کساني که در خارج از ايران به ايشان ارادت داشتند، به ويژه در صفوف مبارزان و مجاهدان و به خصوص عزيزان حزب‌الله لبنان، که بسياري از آنان شيفته آقاي بهجت بودند. در شيعيان خاور دور هم کساني که به برکت انقلاب اسلامي با مسير اهل بيت آشنا شده بودند، از ارادتمندان آقاي بهجت بودند.


 


استاد سطوح عالي حوزه علميه قم در بيان خاطرات خود از آيت‌الله العظمي بهجت گفت: خاطره‌هاي زيادي از آن مرحوم دارم، مثلايک بار در حرم به ايشان گفتم براي مريض من دعا کنيد، ايشان گفتند، دعايي را به شما ياد مي‌دهم، خودت بخوان که مجرب است و آن دعا را به من آموختند و بحمدالله دعا کارساز شد و يک بار هم براي کار مهمي خدمت ايشان استخاره کردم، ايشان گفتند خوب است و در مسير بايد استقامت کرد. و آن استخاره مسير سرنوشت‌ساز زندگي مرا در تصميم نهايي و ادامه تحصيلات حوزوي تعيين کرد.


 


البته يکي از ويژگي‌هاي ايشان هم بذله‌گويي‌هايي بود که براي کساني که دور بودند، چندان قابل درک نبود و شوخي‌هاي خاصي هم داشتند.
وي در پايان گفت: سفر اين سالک پيوسته مسير حق، ثلمه‌اي جبران‌ناپذير است.

منبع: http://rayatoalhoda.parsiblog.com/-1000652.htm
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 23:43 توسط منتظر| |

 

انا لله و انا اليه راجعون

 

 

جمال اسالكين و شيخ العارفين حضرت آيت الله محمد تقي بهجت به ملكوت اعلي پيوست.

فقدان اسفبار اين عالم جليل و عاليقدر را به محضر حضرت بقيه الله الاعظم مهدي موعود(عج) و تمامي مسلمانان جهان تسليت عرض مي نمايم.

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:52 توسط منتظر| |


هر آنچه كه در مورد رئيس جمهور محبوب و محترم جناب آقاي دكتر محمود احمدي ن‍ژاد مي خواهيد در وبلاگ ذيل ببنيد و بخوانيد:

http://only-ahmadinejad.blogfa.com


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 18:7 توسط منتظر| |

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:26 توسط منتظر| |

رئيس جمهور در همايش بين المللي دكترين مهدويت:
هيچ راهي جز مبارزه با ستمگران برپايي عدل و سپردن حاكميت به خليفه الله نيست

احمدي نژاد با بيان اينكه امروز هر چه بدبختي و ستم در جهان وجود دارد از ناحيه حكومت ستمگران و ظالمان است، اظهار داشت: با اين وضع آيا راهي جز ايستادگي در مقابل ستمگران و برپايي عدل و سپردن حاكميت به انسان كامل و خليفه الله وجود دارد؟
به گزارش خبرگزاري ها محمود احمدي نژاد كه صبح ديروز در سومين همايش بين المللي دكترين مهدويت در سالن اجلاس سران سخن مي گفت تصريح كرد: خليفه الله نقطه اميد و اتكاي بشريت است و اگر آن نبود حركت انبياء الهي ناقص مي ماند و اميد مي مرد و اثري از ارزش هاي الهي باقي نمي ماند.
رئيس جمهور ترويج مهدويت را ترويج همه خوبي ها و زيبايي ها دانست و تأكيد كرد: ترويج مهدويت دعوت به رسالت انبياء الهي، توحيد و عدالت است، چرا كه امروز بشريت تشنه توحيد است و خليفه الله و مهدي (عج) وارث همه صالحان، خوبي ها و زيبايي ها در طول تاريخ است.
وي ادامه داد: به فضل الهي به سرعت زمينه بارش حق و استقرار عدالت در جهان فراهم است و قلب ها به اين سو اميد دارند.
رئيس جمهور با بيان اينكه شرايط امروز جهان بشريت را از حكومت صالحان و ناصالحان خسته كرده تأكيد كرد: در حالي كه بايد دعوت مردم به حكومت صالحان و به صالح كل باشد.
احمدي نژاد پيام مهدويت را دعوت به منجي دانست و گفت: دعوت به منجي يعني دميدن روحيه نشاط و اميد در مردم و انصراف آحاد بشر از حكومت ستمگران است.
رئيس جمهور با بيان اينكه ظالمان نمي خواهند مردم اميد داشته باشند و به جهاني پر از عدالت فكر كنند، چرا كه از ديد آنها ليبراليسم و دموكراسي آخر راه و نقطه نهايي است، البته ما نيز مي گوييم زورمداران و قدرتمندان به آخر راه رسيده اند و تاريخ آنان به سر آمده است.
رئيس جمهور تأكيد كرد: اكنون تاريخ حكومت صالحان و استقرار عدالت فراهم شده و بشريت تولدي توأم با عشق، عقل، تدبير و نيكي خواهد داشت.
در ادامه اين مراسم رئيس دانشگاه امام صادق هم وظيفه شيعيان در ايام غيبت را ايجاد آمادگي براي حمايت از امام زمان(عج) دانست و با اشاره به اهميت قرآن در زندگي بشر خاطرنشان كرد: در ميان راه هايي كه براي رسيدن به هدف وجود دارد، اعم از درست يا ناقص انجام دادن كار، راه سومي هم وجود دارد كه كامل انجام دادن كار است.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به جايگاه انتظار براي فرج در احاديث منقول از معصومين گفت: براي رسيدن به آرمان هاي عالي انساني بهترين وسيله، انتظار است.
همايش بين المللي دكترين مهدويت به مدت 2 روز با بررسي بيش از 002 مقاله علمي در زمينه مهدويت برگزار مي شود.

 

منبع: کیهان نیوز
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:25 توسط منتظر| |

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:17 توسط منتظر| |

مبانى كلامى مهدويت / آيت الله جعفر سبحانى


الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام على خير خلقه و آله الطاهرين و لعنة الله على اعدائهم اجمعين الى يوم الدين و ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لوكره المشركون .



از تاسيس چنين گروه و مؤسسه‏اى براى شناخت امام زمان (عج) بسيار خوشحال و مسرورم . خداوند به آن كسى كه اين انديشه را مطرح و اين جمع را دعوت و مقدمات كار را فراهم كرده، در دو جهان توفيق دهد . شما مى‏دانيد كه امروز هجوم بر مساله‏ى امام زمان (عج) بيش از هر زمانى است; چون انقلاب به نام ولايت فقيه انجام شده و ولايت فقيه هم شعبه‏اى از ولايت امام زمان (عج) است . پس دشمنان به فكر افتادند به جاى اين كه با ولايت فقيه مبارزه كنند و اين شاخه را بزنند، ريشه را بزنند . به هر حال، اگرچه اين هجوم‏ها ضرر دارد، ولى داراى فوايدى نيز خواهد بود; زيرا سبب مى‏شود ما در اصول عقايد خودمان بيشتر كار كنيم . يعنى همين طور كه در فقه بيشتر كار كرده‏ايم و تا حدى فقه را شسته و رفته مطرح مى‏كنيم، مى‏توانيم عقايد را هم به صورت شسته و رفته مطرح كنيم . در ميان پرانتز بد نيست اين تاريخچه‏ها را از ما بشنويد . ما مى‏ميريم و اين‏ها شنيده نمى‏شود . شيخ مهدى حكمى يكى از علماى پايين شهر قم بود . او پسرى داشت كه طلبه بود كه هم بحث آقاى بدلا بود . بالاخره از بيوت علم هم كسانى مصداق اين آيه مى‏شوند كه:

يخرج الميت من الحى .



او در سال 1322 شمسى كتابى به نام اسرار هزار ساله نوشت . اين كتاب در آن زمان خيلى صدا كرد و علماى تهران و شهرستان خواهان جواب دادن به آن شدند . چند نفر جواب نوشتند . در ميان آن‏ها، جواب امام مرغوب بود و آن را انتخاب كردند . بعد آن طرف، به امام پيغام داده بود . خود حضرت امام خمينى‏قدس سره به من فرمود، كه وى به من پيغام داد كه من به اين شبهات معتقد نبودم، ولى جوان‏ها اين‏ها را مطرح مى‏كردند . من هم ديدم كه شما [روحانيت] عكس العملى نشان نمى‏دهيد، اين‏ها را نوشتم و چاپ كردم تا شما حركتى كنيد و جواب اين‏ها را تهيه كنيد . [حالا اين عذر بوده يا نبوده، معلوم نيست]، همين سبب شد كه كشف الاسرار مقدارى از شبهات را حل كرد . يعنى اگر آن كتاب نبود، كشف اسرار نبود . بالاخره آفرينش شيطان، مايه‏ى تكامل ماست . دشمن، مايه‏ى تكامل است . اگر در شهر يك داروخانه باشد، پيشرفتى در آن نيست . اما اگر دو داروخانه باشد، رقابت هست . بالاخره اين كتاب‏ها سبب مى‏شود كه ما در مسايل عقيدتى بيشتر كار كنيم و فكر و مطالعه داشته باشيم . استادى داشتم به نام مرحوم آيت‏الله حاج محمد حسين خيابانى . ايشان به نقل از استادش، مرحوم شريعت اصفهانى (كه استاد مرحوم آقاى بروجردى هم بود) گفت:



«ما بايد بكوشيم همان گونه كه اخبار فقه منقح شده است، اخبار عقايد را هم منقح كنيم، زيرا در ميان اين‏ها اسرائيليات، مسيحيات، مجوسيات و روايات غلات هست‏».



اين مساله يكى از آرزوهاى آن مرد بزرگ بود . بنابراين از اين‏كه آقايان در ميان عقايد، اين بخش مهم را به عهده گرفته‏اند، تشكر مى‏كنم . اين جلسه هم يك نوع تقديرى است از آقايان . برگرديم به مبانى كلامى مهدويت . ما همه را نمى‏گوييم . مقدارى را مى‏گوييم، بقيه هم براى فرصتى ديگر بماند .



مبانى كلامى مهدويت گاهى مبانى نقلى و گاهى مبانى عقلى است . مبانى نقلى به دو قسم از روايات برمى‏گردد; يك قسم احاديثى است كه روى اثنى عشر تكيه مى‏كند . اهل سنت اين روايات را خيلى خوب نقل كرده‏اند . نمى‏گوييم بهتر از ما ولى خيلى خوب نقل كرده‏اند . مسلم نيشابورى در جلد پنجم صحيح خودش; باب الامارة اين روايات را به خوبى آورده است . البته بخارى هم آورده است . من اين روايات را در كتاب اضواء على عقايد الشيعة الامامية آورده‏ام .



پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از وجود دوازده خليفه خبر مى‏دهد و تعبيراتش اين است: لا يزال الاسلام عزيزا (1) در جاى ديگر دارد: لا يزال هذا الدين عزيزا منيعا . (2) در جاى ديگر دارد: لا يزال الدين قائما (3) . در جاى ديگر مى‏گويد: لا يزال امر امتى صالحا: (4) يا: لا يزال امر هذه الامة ظاهرا حتى يمضى فيهم اثنى عشر اميرا من قريش (5) حتى در جايى ديگر مى‏گويد: يليهم اثنى عشر خليفة كلهم من قريش و ان عددهم كعدد نقباء بنى اسرائيل . (6) دوازده خليفه، صفات و علايمى دارند . علايمشان اين است كه: لايزال الاسلام عزيزا، منيعا، قائما، صالحا . اين دوازده خليفه چه كسانى‏اند؟ ظاهر اين است كه دوازده خليفه بعد از پيغمبر بايد پشت‏سرهم بيايد . در «تاريخ الخلفا» اين ها نقل شده است .


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:52 توسط منتظر| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست